بسم اللّه الرّحمن الرّحيم حمد نامحدود و ثناى نامعدود خداى را كه غوايل و آفات دنيا اولياى خود را تعريف فرمود ، و عيوب و عورات آن را بديشان نمود ، تا شواهد و آيات آن را بديدند ، و سيّئات آن را به حسنات آن بسنجيدند ، و بيقين دانستند كه منكرات آن بيش از معروف است ، و مرجوّ آن كم از مخوف ، و طلوع آن منقّص به كسوف . و ليكن زنى خوب صورت را ماند كه مردمان را به جمال خود خواند ، و سيرتى زشت دارد كه راغبان وصال خود را هلاك گرداند ، و از طالبان بگريزد و با خاطبان نياميزد ، و اگر اقبال نمايد از شر و و بال او امن حاصل نيايد ، و اگر ساعتى نكويى كند سالى به بدى بپردازد ، و اگر يك بار بدى پيش آرد [ 247 ] آن را سنّتى مستمر سازد . مدار كمال او بىوفايى است ، و مدارك مآل او بينوايى . بىاعتمادى او سينهء طالبان را خسته است ، و بد عهدى او مجارى خاطبان « 1 » را جسته ، و مجارى احوال او به ذلّ طالبان او ناطق است . هر كه از او عزت طلبد عاقبت او مذلت است ، و هر كه به دو تكثّر نمايد « 2 » حاصل او حسرت . و هر كه او را طلبد از او بگريزد ، و هر كه از او بگريزد در او آويزد . و هر كه خدمت او كند او را در نيابد ، و هر كه از او اعراض نمايد به رغبت سوى او شتابد . صفاى او از شوايب كدورات خالى نيست ، و شادى او از منغّصات غمها صافى نه . صحت او به بيمارى مغلوب است ، و جوانى او به پيرى مشوب . و نعمت او به حسرت
هامش
( 1 ) خاطب ، خواستگار .
( 2 ) در نسخهء خطى طبق برخى نسخههاى عربى : تكبر نمايد ، در شرح زبيدى : و كل متكثر بها ( 8 - 78 ) .