منافق باشد . و اين است معنى قول پيغامبر - عليه السلام : حبّ الجاه و المال ينبتان النّفاق في القلب كما ينبت الماء البقل ، اى ، دوستى جاه و مال در دل نفاق روياند ، چنان كه آب تره روياند . زيرا كه محتاج گرداند به اميران و مراعات و مرآت « 209 » ايشان .
و اما چون براى ضرورتى بدان مبتلا شود و اگر ثنا نگويد بترسد ، معذور باشد ، چه خود را حفظ كردن از شر جايز است . ابو دردا گفت كه ما در روى جماعتى تبسّم مىكنيم و دلهاى ما ايشان را دشمن مىدارد . و عايشه گفت : مردى بر پيغامبر آمد و بگذشت ، و پيغامبر گفت : بد مردى است . و چون بر وى درآمد روى به دو آورد ، و چون او برفت من از پيغامبر پرسيدم كه اين چگونه بود ؟ گفت : انّ شرّ النّاس الّذي يكرم اتّقاء شرّه ، اى ، بترين مردمان آن كس است كه براى ترسيدن از شر او گرامى داشته شود . و ليكن اين روايت در « روى به دو آوردن و تبسم كردن » وارد است .
و اما ثنا دروغ صريح است ، پس روا نباشد كه جز به ضرورتى يا به اكراهى كه دروغ به مثل آن روا باشد گفته شود [ 194 ] ، چنان كه در آفت دروغ ياد كرديم . بل ثنا و تصديق و جنبانيدن سر در معرض تقرير بر هر سخنى كه باطل است روا نباشد ، و اگر بكند منافق بود . بل بايد كه انكار كند ، و اگر نتواند ، به زبان خاموش باشد و به دل انكار كند .
آفت هجدهم مدح است
( 1 ) و از آن نهى آمده است در بعضى مواضع . و اما نكوهيدن غيبت و وقيعت است ، و حكم آن ياد كرديم . و در مدح شش آفت است : چهار در مادح ، و دو در ممدوح .
اما در مادح اول آن است كه افراط كند و به دروغ انجامد . خالد بن معدان گفت : هر كه امامى را يا كسى را در ملأ بستايد بدانچه در وى نباشد ، حق تعالى وى را روز قيامت برانگيزد ، به زبان خود در سر مىآيد « 210 » .
دوم آن كه ريا در مدح داخل شود . چه به مدح اظهار دوستيى كند كه روا كه در ضمير چنان نبود ،
هامش
( 209 ) مراآت ، نشان دادن خلاف واقع ، ريا كردن .
( 210 ) در سر درآمدن ، لغزيدن .