تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
از عيوب ايشان مكنيد ، زيرا كه كسى كه تفحّص كند از عيب برادر خود ، خداى - عزّ و جل - از عيب او تفحّص مىكند و كسى كه خداى از عيب او تفحّص نمايد ، خداى - تبارك و تعالى - او را رسوا مىكند در اندرون خانهء خود . و وحى كرد خداى تعالى به موسى - عليه السلام : كسى كه بميرد و او تايب باشد از غيبت ، از آخر كسان مىشود كه به جنت مىرود ، و كسى كه بميرد و بر غيبت مصر باشد ، او اول كسى است كه داخل نار مىشود . و انس - رضى اللّه عنه - گفت كه امر كرد رسول خدا مردمان را به روزه بودن روزى ، و گفت : لا يفطرنّ احد حتّى آذن له ، اى ، افطار نكند يكى تا وقتى كه من دستور مىدهم او را . پس روزه گرفتند مردمان ، چون شب شد مردى آمد و گفت : يا رسول اللّه ، من روزه گرفته‌ام مرا دستور ده تا بخورم . پس او را دستور داد . و همچنين مردى ديگر و مردى ديگر تا به حدى كه مردى آمد و گفت : يا رسول اللّه ، دو زن جوان از اهل بيت من روزه گرفته‌اند و ايشان حيا مىكنند به خدمت تو آيند ، ايشان را دستور ده تا بخورند . پس روى از او گردانيد ، و باز او اعاده كرد ، و گفت - عليه الصلاة و السلام : انّهما لم تصوما و كيف صام من ظلّ هذا اليوم يأكل لحوم النّاس ؟ اذهب فمرهما ان كانتا صائمتين ان تستقيا ، اى ، ايشان روزه نبوده‌اند ، چون روزه مىدارد كسى كه در اين روز گوشت مردمان بخورد ؟ برو و ايشان را امر كن اگر روزه گرفته‌اند قى كنند . پس رفت پيش ايشان و خبر داد و قى كردند ، هر يكى از ايشان خون پاره‌اى قى كردند ، پس پيش حضرت آمد و خبر داد ، و عليه الصلاة و السلام گفت : و الّذي نفس محمّد بيده لو بقيت في بطونهما لاكلتهما النّار ، اى ، به خداى كه نفس محمد در دست اوست ، اگر در شكم ايشان مىماند آتش ايشان را مىخورد . و در روايتي : چون اعراض كرد از او ، بار ديگر آمد و گفت : يا رسول اللّه ، به خداى بتحقيق كه بمردند يا نزديك بود كه بميرند . پس پيغامبر - عليه السلام - گفت : ايتوني بهما ، اى ، بياريد ايشان را . پس آمدند ، و رسول - عليه السلام - طعامى و قدحي طلبيد و گفت به يكى از ايشان : قيّئ ، اى ، قى كن . پس قى كرد از ريم و خون و زرداب ، تا به حدى كه كأسه را پر كرد ، و گفت به ديگرى : قيّئ ، اى ، قى كن . پس قى كرد همچنان ، پس گفت - عليه السلام [ 173 ] : انّ هاتين صامتا ممّا احلّ اللّه لهما ، أفطرتا على ما حرّم اللّه عليهما ، جلست إحداهما إلى الأخرى فجعلتا تأكلان لحوم النّاس ، اى ، بتحقيق اين هر دو روزه‌دار بودند از چيزى كه خداى تعالى بديشان حلال كرده است ، و افطار كردند از چيزى كه بديشان حرام كرده است ، و نشسته است يكى از ايشان پيش ديگرى پس گوشت مردمان