تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
از غم و ترس ممتلى گشته باشد ، و ظالمان را خويشاوندى و شفيعى نباشد كه شفاعت او در حق ايشان قبول افتد ، و خداى - عز و جل - خيانت چشمها - اى ، نظر حرام - و انديشه‌اى كه آن را سينه‌ها پوشيده مىدارد داند . پس از اين آيت كجا توان گريخت ؟ آن گاه پس از روزها [ 133 ] بازآمد و بر گذر او بايستاد ، و چون نظر جوان بر او افتاد سوى خانه بازگشت ، و او گفت : اى جوانمرد ، بازمگرد ، چه پس از اين هرگز ديگر ديدار نخواهد بود ، مگر در حضرت حق تعالى . و بسيار بگريست و گفت : مىخواهم از خداى تعالى ، كه مفاتيح دل تو در قبضهء قدرت اوست ، كه آن چه از كار تو دشوار شده است آسان گرداند . پس در عقب وى برفت و گفت : فضل فرماى و منتى نه بر من به موعظتى كه آن را از تو ياد گيرم ، و وصيت كن مرا به چيزى كه بر آن كار كنم . جوان گفت : وصيت مىكنم بدان كه نفس خود را از نفس خود نگاه مىدارى ، « 139 » و ياد مىدهم تو را قول خداى - عز و جل :
هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ،
« 140 » اى ، اوست كه أرواح شما را در خواب قبض فرمايد و كارى كه در روز كنيد بداند . پس آن زن چشم در پيش انداخت و بيش از آن كه در اول بگريسته بود بگريست ، و خانهء خود را لازم گرفت و به عبادت مشغول شد . و هم بر آن جمله مىبود تا از غايت غم و اندوه وفات كرد . و جوان پس از مرگ وى را ياد كردى و بگريستى . و او را گفتندى : چرا مىگريى ؟ تو او را نوميد كردى . و او گفتى : من در اول كار طمع او را از خود منقطع گردانيدم ، و قطع « 141 » آن را در حضرت حق تعالى ذخيره ساختم ، و شرم دارم از حق تعالى كه چيزى كه نزديك وى ذخيره كرده باشم بازخواهم . و اللّه اعلم .
هامش
( 139 ) خود را از نفس امّاره نگاه دارى . ( 140 ) انعام 6 - 60 . ( 141 ) قطع ، دورى ، پرهيز .