تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
خنك نشينى ؟ پس چگونه از بيم گرمى آفتاب مردمان را مخالفت كنى و از بيم گرمى آتش مخالفت نكنى ؟ پس نفس در اين حال به سخن فريشته مايل شود . و پيوسته ميان دو لشكر متردد مىباشد و ميان دو گروه كشاكش مىنمايد ، تا آن گاه كه بر دل كسى غالب باشد آن چه به او سزاوارتر بود : پس اگر غالب بر دل صفتهاى شيطانى باشد كه ياد كرديم ، غلبه ديو را بود ، و دل به جنس خود از أحزاب شيطان مايل شود ، معرض « 270 » از دوستان خداى و موافق با دشمنان او ، و بر جوارح او به تقدير سابق چيزى گذرد كه سبب دورى او باشد از خداى . و اگر اغلب بر دل صفتهاى ملكى باشد ، به اضلال « 271 » ديو و تحريض او بر دنيا و تحقير او كارهاى آخرت را التفات ننمايد ، بل به حزب الهى مايل شود و طاعت به موجب قضاى سابق بر جوارح او ظاهر گردد . و « دل مؤمن ميان دو إصبع « 272 » از اصابع رحمن » اى ، ميان تجاذب اين دو حزب است و اغلب گشتن و نقل كردن اوست از حزبى به حزبى ، اما هميشه ثبات نمودن با گروه فريشتگان يا با گروه ديوان ، از هر دو جانب ، نادر است . و اين طاعتها و معصيتها از خزاين غيب به سوى عالم شهادت [ 62 ] به واسطهء خزانهء دل كه از خزاين ملكوت است ظاهر شود ، و چون ظاهر شد علاماتى باشد كه اهل دل قضاى سابق را بدان شناسد . پس هر كه سرشت او براى بهشت شده است ، طاعت و اسباب آن وى را ميسر است ، و هر كه آفرينش او براى آتش است ، معصيت و اسباب آن بر وى آسان و اقران بد بر وى مسلط و حكم شيطان در دل او واقع . چه شيطان احمقان را به انواع حكم فريبد . چنان كه گويد : خداى رحيم است ، از معصيت باكى نبايد داشت ، و همهء مردمان ارتكاب مىكنند و نمىترسند ، ايشان را مخالفت نبايد كرد ، و عمر دراز است ، صبر كن تا فردا توبه كنى : يعدهم و يمنّيهم ، و ما يعدهم الشّيطان الاّ غرورا ، اى ، ايشان را توبه وعده دهد و به مغفرت تمنيت كند ، « 273 » و وعدهء ديو جز غرور نباشد . پس بدين حيلتها و آن چه بدان ماند ايشان را به اذن خداى به هلاك رساند ، و دلشان را براى پذيرفتن غرور فراخ و از قبول حقايق تنگ گرداند ، و آن همه به قضا و قدر الهى باشد . قول تبارك و تعالى :
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ ،
« 274 » اى ، هر كه را حق تعالى خواهد كه راه راست نمايد دل او را فراخ گرداند و
هامش
( 270 ) معرض ، روى برگرداننده . ( 271 ) اضلال ، گمراه كردن . ( 272 ) إصبع ( ج : اصابع ) ، انگشت . ( 273 ) و حال آن كه . ( 274 ) انعام 6 - 125 .