( معناى دوّم : )
معناى دوّم اينست كه : اراده شود از ابطال ، ايجاد و ( شروع ) عمل بر وجهى ( فاسد ) و باطل ( به واسطه فقدان شرطى از شرائط صحت و يا وجود مانعى از موانع ) ، از قبيل اين سخن كه مىگويد : دهانهء چاه را از ابتدا كوچك بگير ( نه اين كه باز و فراخ بكنى و ) و سپس با ابزار ديگر آن را تنگ كنى .
و آيهء شريفه به اين معناى دوم ، نهى است از انجام اعمال درحالىكه همراه است با موانعى كه مانع از صحت آناند يا فاقد شروطى هستند كه مقتضاى صحت آناند .
و ظاهر نهى در آيهء شريفه بنا بر هر دو معنا ، ارشادى است و بر احداث و ايجاد بطلان در عمل هيچ اثرى مترتب نمىشود مگر فوت مصلحت يك عمل صحيح .
و لذا طبق هر دو معنا آيهء شريفه از محل بحث خارج است .
* * *