* مقدّمه چهارم چيست ؟
مىفرمايد : در صورتى حجّت بر مركب ، حجّت بر اجزاء ، و امر متعلّق به مركب انگيزه به جا آوردن اجزاء است كه دليل اقامه شود كه اين مركب از چنان اجزائى تركيب شده و منحل به آن اجزاء است و لذا با عدم اقامهء دليل برآن ، امكان ندارد امر به مركب ، حجّت بر اجزاء و انگيزهء به آن باشد .
و لذا : با شك در جزئيت چيزى براى مركب ، امر به مركب ، حجت برآن جزء نمىباشد .
زيرا : بديهى است كه حجّت تنها با علم تمام است ، و علم به تعلّق امر به مركب ، تنها بر اجزايى كه مركب از آن اجزاء تركيب گرديده ، حجّت مىباشد ، چرا كه سرّ انگيزه بودن امر به مركب ، بر اجزاء چيزى جز تركيب از آن اجزاء و انحلال مركب به آن اجزاء نيست .
پس : با شك در دخالت و اعتبار چيزى در مركب ، هنگامى كه اجزاء آن ترتيب يافته ، امر به مركب ، حجّت بر اعتبار و دخالت آن چيز نمىباشد .
* حاصل و نتيجهء مقدّمات ترتيبيافته چيست ؟
حضرت امام ( ره ) مىفرمايد : از آنچه ذكر نموديم به دست مىآيد كه :
- اصل عقلى در باب اقلّ و اكثر ارتباطى ، همان برائت است .
پس : اگر عبد ، در كسب علم به اجزاء مركب تلاش كرده و به اندازهء امكان و قدرتش در يافتن دليل بر اجزاء مركب سعى كند و براى تعدادى از اجزاء دليل پيدا كرده به نحوى كه قطعا بداند كه مولى آن اجزاء را در مركب لحاظ فرموده ، لكن در جزئيّت و يا در اعتبار جزء بودن چيز ديگرى شك كند ، در صورتى كه آن اجزاء مدلّل را كه حجت بر آنها اقامه شده انجام دهد و چيزهائى را كه مشكوك است ترك نمايد ، معصيتكار شمرده نمىشود و كيفر دادن او بابت ترك امور مشكوك ، كيفر بلابيان و بدون برهان است « 1 » .
* * *
هامش
( 1 ) . انوار الهداية : ج 2 ، ص 282 - 279 - و تنقيح الاصول : ج 3 ، ص 461 - 460 .