تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم سپاس و ستايش مر خدايى را كه در عجايب صنع او نفوذ نتوان كرد ، و از اوايل بدايع آن ، مخصوص عقول جز حيرت و دهشت نتواند بود « 1 » . لطايف نعمتهاى او هميشه بر عالميان متواتر است ، و ورود آن بر ايشان - چه بر سبيل [ 22 ] اختيار و چه بر سبيل قهر - متظاهر . و از بدايع الطاف او يكى آن است كه از آب ضعيف مردم شريف آفريد و او را فضيلت نسبت و مزيت مصاهرت روزى كرد ، و شهوت را بر ايشان استيلا داد تا بضرورت در اسباب توالد و تناسل شروع افتاد ، و از راه قهر و كامگارى اخلاف و اعقاب ايشان را بقايى و دوامى نهاد . پس كار نسب را تعظيم و تفخيم فرمود و در قدر و منزلت آن بيفزود . و سفاح « 2 » را به سبب آن حرام كرد ، و براى منع و زجر « 3 » در تقبيح آن مبالغت نمود ، و اقدام نمودن را در سلوك آن مسالك و اقتحام آن مهالك جرمى شنيع و كارى فظيع كرد ، و نكاح را مطلوب و مندوب و مأمور و محبوب گردانيد . پاك است آن خدايى كه مرگ را لازم بندگان ساخت و بيرانى « 4 » شخص و شكستگى كالبد را سبب ذلت ايشان ساخت ، پس تخم نطفه را در زمين رحم پاشيد و به واسطهء آن ، خلعت وجود در خلقت شريف رسيد تا شكستگى مرگ جبرانى پذيرد و عبرت گيرد و بداند كه امواج نيكى و بدى و سود و زيان و امداد « 5 » دشوارى و آسانى در نبشتن « 6 » و باز كردن از درياى تقدير فيض مىافتد .
هامش
( 1 ) در عربى : و لا ترجع العقول عن اوائل بدائعها إلّا والهة حيرى . ( 2 ) سفاح ، زنا . ( 3 ) زجر ، بازداشت . ( 4 ) بيرانى ، ويرانى . ( 5 ) امداد ( ج مدد ) ، افواجى كه پى در پى رسند . ( 6 ) در نبشتن ، در نوشتن ، در نور ديدن ، پيچيدن .