انگشت ، و آن از شره است .
و چهار چيز تن را قوى كند : خوردن گوشت ، و انبوييدن « 187 » بوى خوش ، و بسيارى غسل بى مباشرت ، و پوشيدن كتان .
و چهار چيز تن را سست كند : مباشرت ، و انديشه « 188 » ، و آب ناشتا ، و ترشى « 189 » .
و چهار چيز بينايى را قوت دهد : برابر كعبه نشستن ، و به وقت خواب سرمه كردن ، و در سبزه نگرستن ، و لباس پاكيزه داشتن .
و چهار چيز سستى بينايى آرد : نگريستن در كرفتى « 190 » ، و مصلوب « 191 » ، و در فرج زن ، و پشت به كعبه كردن .
و خوردن چهار چيز مباشرت بيفزايد : گنجشك ، و اطريفل « 192 » بزرگ ، و مغز پسته ، و ميوهء تر .
و خفتن چهار گونه است : يكى بر قفا ، و آن خفتن انبياست - عليهم السلام - كه در آسمان و زمين تفكر نمايند ، دوم خفتن بر دست راست ، و آن خفتن عالمان و عابدان است ، سوم بر دست چپ ، و آن خفتن پادشاهان است تا طعامهاى ايشان هضم شود ، چهارم بر روى ، و آن خفتن ديوان است .
و چهار چيز عقل زيادت كند : ترك فضول در سخن ، و مسواك ، و مجالست پارسايان ، و عالمان .
و چهار چيز از عبادت است : بى آبدست گامى نازدن ، و بسيارى سجده ، و لازم گرفتن مسجد ، و بسيار خواندن قرآن .
و نيز گفت : عجب دارم از كسى كه ناشتا به گرمابه رود ، پس از آن نان خوردن تأخير دارد پس از آن چه « 193 » بيرون آيد ، چگونه نميرد ! و گفت : عجب دارم از كسى كه حجامت كند ، پس زود چيزى بخورد ، چگونه نميرد ! و گفت : در و با هيچ چيز سودمندتر از بنفشه نديدم كه خورده شود ، و روغن او در خود ماليدن . و اللّه اعلم بالصواب . و إليه [ ال ] مرجع و المآب .
هامش
( 187 ) انبوييدن ، بوييدن .
( 188 ) انديشه ، غم ، اندوه .
( 189 ) در عربى : كثرة الجماع ، و كثرة الهمّ ، و كثرة شرب الماء على الرّيق ( ناشتا ) ، و كثرة اكل الحموضة .
( 190 ) كرفتى ، چركينى ، پليدى .
( 191 ) مصلوب ، جسد به دار آويخته .
( 192 ) اطريفل ( معرّب از « ترى پهل » هندى به معنى سه ثمر ) ، دارويى مركب از سه دارو ( آمله و هليله و بليله ) كه هر يك ثمر درختى است .
( 193 ) آن چه ، آن كه .