- براى صدقات ازد « 576 » واليى فرستاد ، و چون او به خدمت پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - معاودت نمود ، بعضى از آن چه با او بود نگاه داشت و گفت : اين مال شماست ، و اين مرا هديه دادهاند .
پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : الا جلست في بيت أبيك و بيت امّك حتى تأتيك هديّتك ان كنت صادقا ؟ اى ، چرا در خانهء پدر خود و مادر خود ننشستى تا هديهء تو بر تو آمدى ، اگر راستگويى ؟
پس گفت : مالى استعمل الرّجل منكم فيقول « هذه لكم و هذه هديّة لي ! » الا جلس في بيت امّه ليهدى له ؟ و الّذي نفسى بيده لا يأخذ احد منكم شيئا به غير حقّه الاّ أتى اللّه يحمله ! فلا يأتينّ أحدكم يوم القيامة ببعير له رغاء او بقرة لها خوار او شاة تيعر ، اى ، چه افتاده است كه من يكى را از شما عمل مىفرمايم و او مىگويد كه « اين شما راست ، و اين هديهء من است ! » چرا در خانهء مادر خود ننشست تا براى او هديه فرستاده شود ؟ بدان خدايى كه نفس من در قبضهء قدرت اوست كه يكى از شما چيزى به ناحق نگيرد كه نه به حضرت الهى رسد و آن را با خود برداشته ! پس بايد كه يكى از شما روز قيامت اشترى يا گاوى يا گوسفندى كه بانگ مىكند با خود نيارد . پس هر دو دست برداشت تا به حدى كه سپيدى زير هر دو بازوى وى بديدم . پس گفت : اللهمّ هل بلّغت ؟ اى ، اى بار خداى آيا رسانيدم ؟ و چون اين تشديدها ثابت شد ، پس قاضى يا والى بايد كه نفس خود را در خانهء پدر و مادر تقدير كند . پس آن چه پس از عزل به دو داده شود در حالى كه در خانهء مادر و پدر خود بود ، روا كه آن را در ولايت بگيرد . و آن چه داند كه براى ولايت به دو داده مىشود ، گرفتن آن حرام بود . و آن چه بر او مشكل شود از هديهء دوستان او كه اگر معزول بودى آيا بدادندى يا نه ، آن شبهت بود و بايد كه از آن احتراز كند .
هامش
( 576 ) ازد ، بطنى از يمن ( گروه كمتر از قبيله را بطن يا حىّ گويند ) .