تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
آن بود ، و كنيزك را بدان معطر كرد ، پس به عارضهاى خود بسود ، پس گفت : به خداى كه مرا به خوشبويى حاجت نيست جز آن كه از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - شنيدم كه مىفرمود : لا يحلّ لامرأة تؤمن باللّه و اليوم الآخر ان تحدّ على ميّت اكثر من ثلاثة ايّام الاّ على زوج أربعة أشهر و عشرا ، اى ، حلال نباشد زنى را كه به خداى و روز قيامت ايمان آرد كه بر مرده‌اى بيش از سه روز سوك بدارد ، مگر بر شوى كه چهار ماه و ده روز بر وى واجب است . و بايد كه مسكن نكاح را لازم گيرد تا آخرت عدّت . و نشايد كه با اهل خود نقل كند « 421 » يا جز به ضرورت بيرون آيد . و از أدب وى آن است كه در خانه به هر خدمتى كه تواند بدان قيام نمايد . اسما دختر صدّيق - رضى اللّه عنهما - گفت كه زبير مرا به زنى كرد ، و هيچ مالى و مملوكى نداشت جز اسبى و اشترى آب كش ، و من اسب او را علف دادمى و نگاه داشتمى و مئونت او را كفايت كردمى ، و خستهء « 422 » خرما براى اشتر او بكوفتمى و او را علف دادمى و نگاه داشتمى و مئونت او را كفايت كردمى ، و آب كشيدمى و دلو او را بدوختمى ، و آرد سرشتمى و خستهء خرما از مسافت دو ميل برداشتمى و بياورديم ، تا آن گاه كه پدرم أبو بكر - رضى اللّه عنه - براى من خدمتكارى فرستاد تا او تيمار داشتن اسب را كفايت كند ، و چنانستى كه مرا آزاد كرد . و روزى باز خوردم به پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - و ياران او - رضى اللّه عنهم - با او همراه بودند ، خستهء خرما بر سر من بود ، و پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلم - خواست كه اشتر خود بخواباند تا من پس او بر نشينم ، پس شرم داشتم كه با مردان همراه باشم ، و زبير و غيرت او ياد كردم ، و او غيورترين مردم بود . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - دانست كه من شرم مىدارم . پس چون بر زبير آمدم و ماجرا باز گفتم ، او گفت : به خداى كه بر سر بر داشتن تو خستهء خرما به نزديك من دوست‌تر از بر نشستن با او .
هامش
( 421 ) به خانوادهء خود نقل مكان نكند . ( 422 ) خسته ، هسته .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 123 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى