پيشآمدگى عنبيه است با حفظ قدرت ديد چشم ، درحالىكه پيش از وى يونانيان مانند عربها اين عمل را فقط براى اصلاح وضع ظاهر انجام مىدادند ، نه براى اصلاح ديد . عمل گلمژه كه او انجام داد همچون شاهكارى در نظر ما جلوهگر مىشود . در برابر تعريفهاى نفسگير و مدرسى اغلب همزبانان او ، تعريف صاف و سادهى وى از آبمرواريد آدمى را به هيجان مىآورد : « آبمرواريد جسمى است پوشيده از پوستهاى همچون تخممرغ » . آزمايش عكس العمل مردمك در برابر نور ، گرچه ابتكار او نيست در عمل مهم به نظر مىرسد . اين كار بسيار فراتر از نشانههاى جالينوس است ، معاصران او على بن عيسى و ابن سينا فقط به تكرار آن مىپرداختند . نظريهى جالينوس اين است كه به هنگام بسته شدن يك چشم ، مردمك چشم ديگر [ اندكى ] گشاد مىشود « 1 » . . . . كتاب عمار بيش از هر كتاب درسى عربى ديگر دربارهى چشمپزشكى و بيش از هر كتاب اروپايى ديگر تا عصر جديد معرف مؤلف آن است . از كتاب وى شخصيتى نيرومند و خودآگاه بيرون مىآيد . وى كاملا از اهميت اقدامى كه در زمينهى جراحى چشم انجام داده آگاه است . با اعتماد به نفس به جراحى بدشكلى پلك چشم مىپردازد . در جراحى بيرونآمدگى پلك از جارى شدن خون نمىترسد و اين به علت تجربهاى است كه دارد . وى تمام داروهايى را كه در فصل مهم التهابات چشم ذكر مىكند شخصا در طبابت درازمدت خود آزموده و مفيد ديده است ؛ و چنين است تجويز توتيا براى درمان قرحههاى قرنيه . او به جاى بسيارى از داروهاى مشكوك يك دارو پيشنهاد مىكند كه با آن و پس از آن به مصرف هيچ داروى ديگرى احتياج نيست .
امّا او حد اعلاى توقع را هم از چشمپزشك ، يعنى از شخص خود دارد : او بايد به تيزهوشى ، دستى مطمئن و كارآشنا و تجربهى بسيار مجهز باشد ؛ به دستيارى ورزيده و وسايل و ابزارى بسيار و كارآمد نيازمند است » ( هيرشبرگ ، همان ، ص 55 - 54 ) .
شهرت اثر عمّار اروپا را چنان فرا گرفته بود كه شخصى به نام داويد ارمنيكوس « 2 » اثرى مجعول را به نام او و با عنوان
Tractatus de oculis Canamusali
وارد بازار كرد . حدس اشتاين اشنايدر ، لكلر
هامش
- جرّاحى اساسى عربها », , Das Aussaugen des Stars , eine Radical - Operation der ) ( Araber''، همانجا ، ص 240 - 230 .
( 1 ) . هيرشبرگ سرانجام دربارهى موضوع كتاب چنين مىگويد : « بههرحال فقط حدود 48 بيمارى عمدهى چشم با درمان برگزيدهى آنها در اثر عمّار با دقت بيشتر به وصف درمىآيند - كه اين خود علىرغم معرفى كوتاه آنها براى طبيب آن عهد و روزگار كاملا قابل درك است ؛ در عوض تذكرة الكحّالين على بن عيسى حدود 130 بيمارى چشم را در بر دارد كه اغلب آنها با تعريف مفصل و ذكر كامل درمان توأم است .
از آن گذشته فصلهايى مشروح دربارهى درمان عمومى ناراحتىهاى چشم و فهرست مفصلى از داروهاى ساده براى آنها ذكر شده است . پس اين امر مفهوم است كه عربهايى كه مسحور كمال ظاهرى هستند اثر على بن عيسى را به عنوان مبناى طبابت بپذيرند و آن را بر كتاب عمّار ترجيح دهند » .
( 2 ) .David Armenicus.