تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
دارد ، مثلا اينكه شاه ( منظور از شاه الحاكم است ) انواع دانشمندان را در دربار خود گرد آورد و عمّار را برگزيد ، تا درباره‌ى درمان بيمارىهاى چشم به تحقيق پردازد ، يا اينكه وى چگونه در كنار آتش كاروان‌هايى كه عازم كوفه بوده‌اند مىنشسته و مىكوشيده مشاهدات خود را درباره‌ى درمان ناراحتى عصب بينايى تكامل بخشد » ( هيرشبرگ ، 2 / 57 - 56 ) . عمّار در كار طبابت در رشته‌ى چشم‌پزشكى تخصص داشت . به گفته‌ى ابن ابى اصيبعه : « او چشم‌پزشكى مشهور و معالجى نامدار بود . در مداواى بيمارىهاى چشم با دارو و تجربه و در جراحى مهارت داشت ( ابن ابى اصيبعه ، 2 / 89 ؛ هيرشبرگ ، 2 / 48 ) . در آثار مربوط به چشم‌پزشكى عربى از عمار در كنار على بن عيسى به عنوان مهم‌ترين مرجع نام مىبرند . اهميت وى در تاريخ چشم‌پزشكى از جانب هيرشبرگ نشان داده شد . در مقايسه‌اى بين عمار و ساير دانشمندان عرب وى بر اين عقيده است كه عمار بااستعدادتر و « به‌هرحال از نظر طبيب متفكر امروزى پرمايه‌تر از طبيب معاصرش على بن عيسى » است ولى « على بن عيسى از ديده‌ى عرب‌ها او را تحت الشعاع قرار داده است » . شايد عنوان اثر عمار يعنى « گزيده » و به همان نسبت ايجاز وى در شرح و بيان در اين باره سهمى داشته باشد . هيرشبرگ به اين نكته اشاره مىكند كه اثر آن ديگرى « با شمار زيادتر فصول و بحث مفصل‌تر در هريك از بيمارىهاى چشم با الگوى ايده‌آل عرب‌ها از يك كتاب دستى چشم‌پزشكى خيلى بيشتر تطبيق مىكرده است » ( همان ، 49 ) . در مقايسه‌اى كه هيرشبرگ بين آثار اين دو پزشك انجام مىدهد به اين نتيجه مىرسد كه مطالب دو كتاب از نظر ترتيب ذكر و هم‌چنين نحوه‌ى ارائه‌ى هريك از بيمارىهاى چشم باهم تطبيق مىكند ، هرچند نه به‌طور كامل ، و در بين آن‌ها چنان تفاوت‌هايى هست كه نمىتوان تصور كرد يكى از ديگرى ، استفاده كرده است . عمار موضوعات مورد بررسى را بر مبناى تجربيات شخصى خود اختيار كرده و عرضه داشته ، درحالىكه على بن عيسى فقط اندكى از تجربيات شخصى را بدان افزوده است . از آن گذشته هيرشبرگ درباره‌ى دستاورد عمّار چنين اظهارنظر مىكند : « طرفه‌ترين موضوع كتاب عمار ماجراى ( شش ) عمل آب‌مرواريد است كه با چنان روشنى و گيرايى توصيف شده‌اند كه حتى براى خواننده‌ى امروزى نيز بسيار جذاب جلوه مىكنند . در آثار يونانى هيچ‌چيز مشابه با آن براى ما به‌جا نمانده است ؛ در آثار دوران جديد ما بايد تا ق 18 م پيش بياييم تا بار ديگر با شرح حال‌هايى به اين درجه دقيق و جالب توجه درباره‌ى بيماران روبرو شويم . مهم‌ترين نكته درباره‌ى عمار ، عمل اساسى آب‌مرواريد خفيف است به كمك مكيدن آن توسط سوزنى فلزى و مجوّف كه خود او اختراع كرده بوده است « 1 » . . . . از آن گذشته در كتاب عمّار برداشتن
هامش
- جمله تونس ، دمياط و مانند آن‌ها كه در كنار دريا واقعند و در آنجاها مردم ماهى تازه مىخورند . من به سرزمين رودها ( دلتاى نيل ) آمدم و در آنجا بسيارى از مردم را ديدم كه در چشم‌هاى خود آب مرواريد داشتند و اين در اثر مصرف ماهى بسيار و رطوبت هواست . در سواحل دريا و هم‌چنين در بنادر كنعان و همه‌ى نواحى مانند آن نيز وضع بر همين منوال است » ( به نقل از هيرشبرگ ، كتاب راهنما ، 2 / 56 ) . ( 1 ) . هيرشبرگ فصل خاصى را وقف بحث در اين موضوع كرد با اين عنوان « مكيدن آب‌مرواريد ، -