( كه غالبا با عقيدهى رايج تفاوت دارد ) در دو جلد كتاب حاضر فقط گاهگاه و برحسب مورد مطرح مىكنم و در عوض ، در اغلب موارد به بحث مفصل و ارائهى دليل به يكى از فصلهايى احاله مىدهم كه در يكى از جلدهاى بعدى « 1 » انتشار خواهد يافت . بهتر است كه در همينجا نظر خود را براى روشنتر شدن جلدهاى سوم و چهارم به اختصار بيان كنم ؛ اما خوب مىدانم كه تازه پس از كسب اطلاع دقيقتر از دلايل و براهين من مىتوان دربارهى فصلهاى مورد نظر اظهار عقيده كرد :
1 . تقريبا در كليهى رشتههاى علوم اسلامى - عربى نقطههاى آغازين را بايد در قرن نخست هجرى جستجو كرد .
2 . اولين ترجمهها ( به ويژه نوشتههايى در پزشكى ، نجوم - احكام نجوم ، كيميا و جغرافى ) به زبان عربى در همين دوره انجام شده است .
3 . آثار مربوط به كيميا و سحر - كه چه به صورت دستنويس و چه به صورت نقل قول در آثار بعدى به جا ماندهاند - و همهى نوشتههاى منحول قديمى نه تنها به احتمال ، بلكه در واقع به دورهى پيش از اسلام برمىگردند و تنها در قالب ترجمهى عربى به دست ما رسيدهاند . اين نوشتهها ، كه قسمت اعظم آنها در آخرين سدههاى پيش از اسلام تأليف شده است ، در مراكزى كه آثار و فرهنگ شرقى - يونانى در آنجا حفظ و نگاهدارى مىشده و عربها آن مواضع را تسخير كرده بودند به دست آمده است . اين نوشتههاى منحول كه اغلب آنها قبل از نوشتههاى اصيل دانشمندان يونانى به زبان عربى ترجمه شدهاند در شمار كهنترين و مهمترين منابع علوم اسلامى - عربى هستند ؛ بدين سبب بدون در نظر داشتن اين نوشتهها نمىتوان پيدايش و تحول اين علوم را توضيح داد . علاوه بر آن ، اين نوشتهها مدارك و اسنادى فوق العاده ذىقيمت براى تاريخ علوم در اواخر عهد عتيق به شمار مىروند .
چند كلمهاى هم دربارهى عرضهى مواد در اين دو جلد حاضر بايد گفت . همانطور كه پيش از اين ياد كرديم آثار نويسندگانى كه در رشتههاى گوناگون كار كردهاند در فصلهاى مربوط به آن رشتهها خواهد آمد ؛ اما شرح زندگى مفصل همواره در فصلى ذكر خواهد شد كه نويسنده در آن عرصه برجستگى بيشترى دارد . ولى براى من ميسر نبود آثارى را كه از يك مؤلف ذكر كردهام مبتنى بر اصلى دقيق مرتب كنم ؛ چنين كارى را هم در وضع فعلى اين رشته وظيفهاى فورى و فوتى نمىدانم . پس هنگامى كه خواننده با آثار سحر و كيمياى عربى ، صرفنظر از مضامين مختلف آنها ، جمعا در فصل كيميا روبرو مىشود ، اين امر به نظرش خلاف ترتيب مىآيد ؛ معدودى هم از نوشتههاى سحرى و كيميايى ، با ارجاع به فصل كيميا ، در فصلهاى مربوط به خود آمدهاند .
توضيحى هم در اين مورد لازم است كه از آثار مهم گاهى پس از برشمردن نوشتههاى ديگر سخن به ميان خواهد آمد و اين بدان علت است كه من ضمن آخرين سفر تحقيقاتى خود با آنها آشنا شدهام و بعدا آنها را در نمونههاى غلطگيرى وارد كردهام . اينكه دربارهى محتواى بسيارى از آثار ، حتى
هامش
( 1 ) . در چنين مواردى در جلدهاى سوم و چهارم به جلد پنجم ارجاع خواهد شد ؛ اين رقم نيز ممكن است تغيير كند .