تاريخ پزشكان يونانى ( بر پايهى قطعات باقيماندهى آن ) و تفسير كتاب ترياك به دلايل محتوايى نمىتوانند از آن يوهانس گراماتيكوس بوده باشند . تاريخ پزشكان يونانى به گفتهى مايرهوف « كتابى است بىارزش ، خيالبافانه و با محاسبات عددى جادويى كه نبايد آن را به دانشمند برجستهاى همچون يوانس گراماتيكوس » نسبت داد . بعدها فرانتس روزنتال پس از آنكه تاريخ الاطباء اسحاق بن حنين ، منبع اصلى قطعات كتاب مورد بحث را كشف كرد ، به اين نكته اشاره كرد كه داورى مايرهوف نياز به تجديدنظر اساسى دارد ( نك :
Oriens
، 7 / 57 ) .
داورى مايرهوف در مورد ساير آثار پزشكى كه نام يحيى نحوى را بر خود دارند نيز منفى است .
وى گزارش ابن بطلان پزشك ( د : 460 ه / 1068 م ) را در اين باره كه يحيى نحوى در ويرايش جوامع الاسكندرانيين همكارى داشته ( نك : ابن ابى اصيبعه ، 1 / 104 ) ، با استناد به سخن عبيد اللّه بن جبريل بن بختيشوع پزشك ( نك : بروكلمان 1 / 483 ) - كه يكى از معاصران ابن بطلان است و طبق آن يحيى نحوى با ويرايشگران اسكندرانى سروكارى نداشته - رد مىكند . به گمان من مايرهوف فقط عبيد اللّه « 1 » را در نظر دارد و بدين ترتيب ، همكارى يحيى نحوى را واهى مىداند ( همان ، ص 14 ) . چنين داورى دربارهى سهم يحيى نحوى بههرحال صائب نيست ، زيرا رازى قسمتى چند از جوامع الاسكندرانيين را به نام يحيى نحوى ذكر مىكند و فعاليت وى به عنوان مفسّر در همان گزارش عبيد اللّه نيز كاملا روشن بيان شده است .
خلاصه آنكه مايرهوف قبول ندارد كه يحيى نحوى آثار پزشكى تأليف كرده باشد . او اطلاعات مربوط به آثارى را كه ما از عناوينشان آگاهيم ، ناشى از الحاقات نادرست بعدى و علاوه بر آن ، دستنويسهاى موجود را نيز جعلى مىداند . داورى و اظهارنظر او در مورد آثار مجعول نيز با ديگر نظريات پذيرفتهشده تفاوت دارد . از نظر او آن آثار از ابداعات عربها نيست ، بلكه ترجمه است « 2 » .
هامش
( 1 ) . سخن ابن قفطى ( حكماء ، ص 356 ) چنين است : « و كان قويا في علم النحو و المنطق و الفلسفة و لا يلحق بهؤلاء الاطباء يعنى الاسكندرانيين المشهورين و هم انقيلائس و اسطفن و جاسيوس و مارينوس و هم الّذين رتبوا الكتب - و قيل نقلائس عن انقلائس - قال و ان كان يعنى يحيى قد فسر كتبا كثيرة من الطيّبات فلقوّته في الفلسفة الحق بالفلاسفة لأنّه أحد الفلاسفة المذكورين في وقته و سبب قوته في الفلسفة . . . » . پس طبق اين نقل قول عبيد اللّه مىگويد : « يحيى نحوى در نحو ، منطق و فلسفه برجسته بود ، ( اما ) وى به پاى آن پزشكان مشهور اسكندرانى مانند انقيلائس ، اصطفن ، جاسيوس ، مارينوس ، كه آثار ( جالينوس ) را مرتب كردند نمىرسد . هرچند يحيى بسيارى از كتب پزشكى ( جالينوس ) را تفسير كرده ، باز وى در شمار فيلسوفان محسوب مىشود . زيرا وى يكى از فلاسفهى مشهور زمان خويش است . . . » .
( 2 ) . « در مجموع من تصور مىكنم كه نه تنها اين اثر ( يعنى كتاب الترياك ) ، بلكه همچنين تاريخ الاطباء منسوب به يحيى نحوى نيز بايد به آن حوزهى پيدايش آثار مجعول در زمينهى دانشهاى طبيعى متعلق باشد كه ولمان اخيرا آن را به خوبى مشخص كرده است . در درجهى نخست ، مصر ، و سپس ، شام و فلسطين مورد نظرند . بازى با اعداد كه نقش بسيار بزرگى در آثار يادشده دارند ، نشان مىدهد كه اين نوشتهها بايد از -