تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
مايرهوف در ردّ اظهارات ابن بطلان ( ق 5 ه / 11 م ) هم‌چنين ايرادى را وارد مىداند كه آشفتگى را بيشتر مىكند ؛ ابن بطلان مىگويد : « اسكندرانىهايى كه كتاب‌هاى شانزده‌گانه‌ى جالينوس را تلخيص و تفسير كرده‌اند 7 تن بوده‌اند ؛ يعنى استفانوس ، جسيوس ، تئودوزيوس ، اكيلائوس ، انقيلائوس ، پالاديوس و يحيى نحوى . اين‌ها همه مسيحى هستند ، و بايد گفت كه انقيلائوس اسكندرانى بر ديگر اسكندرانىها رياست داشته ، و اين او بوده كه كتاب‌هاى شانزده‌گانه‌ى جالينوس را مرتب كرده است » « 1 » . تاريخچه‌ى پيدايش جوامع الاسكندرانيين را بر مبناى اطلاعات موجود در مآخذ با به كار گرفتن مواد به جا مانده در زبان‌هاى عربى ، يونانى و لاتينى به صورت زير مىتوان خلاصه كرد : در ق 6 م تنى چند از اطبا يعنى انقيلائوس ، استفانوس ، جسيوس و مارينوس 16 اثر جالينوس را ويرايش كردند . بدان‌گونه كه ابو الفرج بن هندو ( د : پس از 410 ه / 1019 م ) توضيح مىدهد آنان مدعى بودند كه توانسته‌اند با فراهم آوردن مجموعه‌اى برگرفته از نوشته‌هاى جالينوس نياز به متون اصلى كتاب‌هاى او را غير ضرورى سازند « 2 » . درباره‌ى نحوه‌ى اختصار ، ابن جلجل « 3 » مىگويد كه عبارت هريك از قسمت‌هاى منتخب دست‌نخورده باقى مانده است . از آن گذشته تفسيرهاى تنى چند از اسكندرانىها ، و بيش از همه تفسيرهاى يحيى نحوى مورد استفاده‌ى دانشمندان عرب بوده است . رازى علاوه بر آثار جالينوس ، ويرايش‌ها و تفسيرهاى اسكندرانىها را نيز مورد استفاده قرار مىداده است . مواد يونانى و لاتينى كه در تحقيق تمكين مورد استفاده قرار گرفته مؤيد فعاليت يحيى نحوى در زمينه‌ى تفسيرهايى بود كه مايرهوف آن را از شمار مخترعات مىداند . اميدواريم كه تحقيق در جوامع الاسكندرانيين كه به دست ما رسيده موارد ابهام را بيشتر روشن كند . حنين مترجم درباره‌ى آثار ويراسته چنين مىگويد : « بدين ترتيب اين‌ها كتاب‌هايى هستند كه در مدرسه‌ى پزشكى اسكندريه به تدريس آن‌ها اكتفا مىشد و آن‌ها را به همان ترتيب كه ذكر كردم ، مىخواندند ، يعنى هر روز براى خواندن و فهميدن يكى از كتاب‌هاى اصلى گرد مىآمدند . همان گونه كه امروز ، ياران مسيحى ، روزانه در يكى از مراكز آموزشى كه « اسكول » ناميده مىشود براى خواندن يك كتاب درسى ، چه از كتاب‌هاى متقدمان و چه از كتاب‌هاى ديگر ، گرد مىآيند . اما معلمان اسكندريه پس از تسلط كافى بر آن كتاب‌هايى كه ياد كردم ، آن‌ها را يك‌يك به افراد تدريس مىكردند ، همان گونه كه امروز ، ياران ما تفاسير كتاب‌هاى متقدمان را مىخوانند . اما جالينوس بر آن نبود كه كتاب‌هايش به اين ترتيب خوانده شود ، بلكه گفته بود كه پس از كتاب الفرق او ، آثارش در علم تشريح را بايد خواند . ازاين‌رو من ( در اينجا ) كتاب‌هاى او را در تشريح برمىشمارم و سپس از ديگر كتاب‌هايش به توالى و ترتيب و نظمى كه خود او معين كرده است ، ياد مىكنم » ( ترجمه‌ى آثار )
هامش
( 1 ) . ابن ابى اصيبعه ، 1 / 103 ؛ مايرهوف ، از اسكندريه به بغداد ، 398 - 397 . ( 2 ) . نك : ابن ابى اصيبعه ، 1 / 108 ؛ مايرهوف ، همان ، ص 395 ؛ قس : ديتريش ،Medicinalia، ص 200 به بعد . ( 3 ) . ابن جلجل ، ص 51 .
تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 208 | فؤاد سزگين / مؤسسه نشر فهرستگان