تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
تمكين بر پايه‌ى قطعات مزبور به توضيح بيشتر اين مسأله همت گماشت . وى ، علاوه بر اين در تحقيق خود از چاپ لاتينى آثار جالينوس به كوشش روستيكوس پلاسنتينوس « 1 » ( 1515 م ) سود جست ، كه آن هم داراى يك مقدمه و يك تفسير درباره‌ى مقاله‌ى نخستين
Summaria
است ، منسوب به كسى به نام « يوهانس الكساندرينوس »
( Johannes Alexandrinus )
« 2 » . در تحقيقى ديگر « 3 » تمكين اين متن لاتين را با پاپيروس يونانى مقايسه كرد ، از آن گذشته ، مجموعه‌اى از آمبروزيانا را مورد استفاده قرار داد كه ترجمه‌ى لاتينى - تفسيرهاى 4 قسمت اول
Summaria
را در بر داشت . در اين تحقيق هم تمكين به اين نتيجه دست يافت كه تمام اين موادى كه در اختيار ما قرار دارند ويرايش‌هاى اسكندرانىهاى ق 6 م هستند « 4 » . نتيجه‌اى كه تمكين به دست آورده در ارتباط با تأليفات پزشكى يحيى اسكندرانى
( Johannes Alexandrinus )
اين اهميت را دارد كه قسمت‌هايى از تفسيرهاى منسوب به او در پاپيروس يونانى ، چاپ لاتينى ( پاويا ، 1515 م ) و مجموعه‌ى
G 108
آمبروزيانا همه يكى هستند و به ق 6 م برمىگردند « 5 » . تمكين هم‌چنين تا حدودى به بررسى روايت عربى
Summaria
پرداخت . متأسفانه در اين مورد نتوانست به نتيجه‌ى روشنى دست يابد ، زيرا ، از يك سو ، مواد موجود را به اندازه‌ى كافى مورد استفاده قرار نداد و از سوى ديگر ، ظاهرا در كار تعيين ارزش اطلاعات موجود در منابع عربى از ترديد مايرهوف متأثر شده بود . از مواد موجود به زبان عربى ، وى دست‌نويس ناقص كتابخانه‌ى بريتانيا ، ش 23407 و مجموعه‌ى
Arund . Or . 17
را مورد مطالعه قرار داد ، كه اختصار ( يا تفسير ) يحيى نحوى را در بر دارند . اثر نخستين را ، كه به عربى به آن جوامع الاسكندرانيين اطلاق مىشود ، تمكين با مجموعه‌ى لاتينى ، كه قاعدتا بايد تفسيرى از يحيى نحوى را شامل باشد ، مقايسه كرد . مجموعه‌ى دوم
( Arund . Or . 17 )
به زبان عربى را كه به آن اختصار يحيى مىگويند ظاهرا در كار مقايسه مورد استفاده قرار نداد . تمكين درباره‌ى نتيجه‌ى مقايسه‌اش چنين مىگويد : « مقايسه ميان اين متن و متون پيشين نشان مىدهد كه محتواى آن‌ها دقيقا به هم مرتبط است و متن عربى متكى بر پاره‌اى موادّ اسكندرانى بوده است . ولى از نظر تركيب تفاوت دارد و مقدمه‌ى آن بسيار كوتاه‌تر از هريك از شرح‌هاى اصيلى است كه در بالا ذكر شد و ، بنابراين ، بايد نتيجه بگيريم كه يا اسكندرانىها خود چنين خلاصه‌هايى نوشته‌اند كه ، با اين حال ، از روى دست‌نويس‌هاى يونانى يا لاتين شناخته
هامش
-utgiven av Filologiska Samfundet i Goeteborg، گوتبرگ ، 1925 م ، ص 216 . ( 1 ) .Rusticus Placentinus .. ( 2 ) . تمكين ،" Geschichte des Hippokratismus im ausgehenden Altertum "، در :Kyklos، 4 ، لايپزيگ ، 1932 م ، ص 68 . ( 3 ) ." Studies on Late Alexandrian Medicine . I . Alexandrian Commentaries on Galen's De Sectis ad Introducendos "، در :Bull . Inst . Hist . Med .، 3 / 1935 م / ص 430 - 405 . ( 4 ) . نك : همان ، ص 409 . ( 5 ) . نك : همان ، ص 412 .