تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
مىكند . خوشبختانه منبع ابن قفطى براى اين موضع ، يعنى طبقات الاطباء ابن جلجل ، كه تازه در 1955 م پيدا شد ، اين ابهام را رفع مىكند « 1 » . در آنجا آمده است : « آن انقيلائوس پيشواى آنان بود ، كه از رساله‌هاى بسيارى ، يعنى از 13 رساله‌ى جالينوس يك كتاب گرد آورد » . بدين ترتيب نقش انقيلائوس كه ابن جلجل ، معاصر ابن نديم درباره‌ى او سكوت كرده براى ما روشن مىشود . از آن گذشته ابن قفطى درباره‌ى فعاليت انقيلائوس مىگويد كه اين او بوده كه كتاب‌ها را منظم و مرتب كرده و اغلب آن‌ها را رايج ساخته ، چنان‌كه اغلب مردم خلاصه‌ها را به دو منسوب داشته‌اند ، و اينكه حنين آن‌ها را در ترجمه‌ى خود از زبان يونانى به سريانى ذكر كرده است « 2 » . دنباله‌ى گزارش ابن قفطى براى تاريخ جوامع اسكندرانيين
( Summaria Alexandrinorum )
بسيار گويا و روشنگر است . « اسكندرانىها كسانى هستند كه در اسكندريه بنياد دار العلم نهادند و مجالس درس پزشكى ترتيب دادند . كتاب‌هاى جالينوس را مىخواندند و آن‌ها را به ترتيبى كه اكنون مورد مطالعه قرار مىگيرد مرتب ساختند و تفسيرهايى بر آن‌ها نوشتند . نيز ، گزيده‌هايى ( جوامع ) فراهم آوردند كه در آن‌ها مفاهيم كتاب‌ها به طورى فشرده شده است كه به‌خاطر سپردن آن‌ها و نيز حمل و نقل كتاب‌ها در سفرها آسان گردد . نخستين آنان مطابق ترتيبى كه اسحاق بن حنين فراهم آورده ، اصطفن اسكندرانى است و پس از او جالينوس و انقيلائوس و مارينوس هستند . اين 4 تن مهم‌ترين پزشكان اسكندريه ، و همان كسانى هستند كه جوامع و تفاسير را تدوين كرده‌اند و انقيلائوس كسى است كه كتاب‌ها را مرتب كرده و همان گونه كه گفتيم متداول ساخته است » « 3 » . واقعيت اين است كه مايرهوف در برابر اين آگاهىها ، كه در منابع عربى آمده است ، سخنى ندارد كه بگويد . فقط به گمان من اين واقعيت را از نظر دور داشته ، كه سروكار ما با شمارى معيّن از مؤلفان اختصارات - كه مىتوان آن‌ها را اديتور ناميد - و مفسّران است . او به علت برداشتى نادرست ، مطالب مربوط به اين زمينه را بد مىفهمد و به گزارشى كه ابن قفطى ( ص 356 ) از عبيد اللّه بن جبرائيل بن بختيشوع طبيب ( ق 5 ه / 11 م ) روايت مىكند ارجاع مىدهد و درباره‌ى آن مىگويد كه وى مدعى است كه يحيى نحوى با آن 4 اسكندرانى كه كتاب‌هاى جالينوس را تدوين كرده‌اند هيچ سروكارى نداشته است « 4 » . اينكه در اينجا پاى سوءتفاهمى در ميان است مطلبى است كه در مدخل يحيى نحوى نشان داده خواهد شد ( نك : پس از اين ، ص 225 ) . عبيد اللّه قبل از هر چيز اعلام مىكند كه يحيى گرچه كتاب‌هاى پزشكى بسيارى را تفسير كرده است ، نقطه‌ى قوت او در قلمرو فلسفه است و نمىتواند در رديف پزشكان قرار داده شود .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 51 . ( 2 ) . ابن قفطى ، حكماء ، ص 71 ؛ مايرهوف ، همان ، ص 396 . ( 3 ) . ابن قفطى ، همان ، ص 72 - 71 ؛ مايرهوف ، همان ، ص 397 . ( 4 ) . مايرهوف ، همان‌جا ، ص 397 ؛ همو ،" Joannes Grammatikos ( Philoponos ) von Alexandrien und die arabische Medizin "، در :Mitteilungen des deutschen Institutes f ? r ? gyptische Altertumskunde in Kairo، ج 11 ، دفتر 1 ، 1931 م ، ص 14 .