نمىشوند ، يا اينكه سوريان يا عربها چنين خلاصههايى را از منابع گستردهتر اسكندرانى گردآورى كردهاند » « 1 » .
به دنبال اين اظهارات وى به مايرهوف ارجاع مىدهد كه قبلا در مورد مؤلف
Summaria Alexanderinorum
ترديدهايى ابراز كرده بود ( نك : پس از اين ، ص 225 به بعد ) : « من بر اين نظر بودم كه مجموعهى 16 كتاب معتبر جالينوس يا در اسكندريه تشكيل يافته و اين پيش از نيمهى دوم قرن 6 نبوده يا اينكه ساختهى خود سوريان يا عربها در دورههاى بعد بوده است . از آنجا كه مسألهى انتساب اين خلاصهها و چكيدهها با مسألهى مجموعهى جالينوسى پيوند نزديك دارد ، پاسخ قطعى آن در محدودهى اين مطالعه قرار نمىگيرد » .
از اين دو اظهارنظر برمىآيد كه دربارهى آنچه به ويرايش اسكندرانى 16 كتاب جالينوس مربوط مىشود و ما در مورد آنها نه به مآخذ يونانى ، بلكه منحصرا به منابع عربى دسترسى داريم ، ابهامى حكمفرماست ، تمكين متوجه نيست كه در كار مقايسهى خود با دو تحرير مختلف سروكار دارد كه تذكرهنويسان و پزشكان عرب از آنها با عنوان جوامع يا تفسير يا هر دو ياد مىكنند .
بىتوجهى به اين تفاوت ، ظاهرا عمدهترين عاملى است كه موجب شده است مايرهوف - كه در ميان خاورشناسان گستردهترين پژوهشها را دربارهى جوامع الاسكندرانيين
Summaria ) ( Alexandrinorum )
به دست داده است - اطلاعات منابع عربى را در اين زمينه متناقض پندارد « 2 » و در نتيجه به ديدگاه روشنى دست نيابد .
سخن ابن نديم ( ص 292 ) ، كه مايرهوف آن را در تحقيق خود اختيار و به درستى ترجمه كرده به قرار زير است : « نامهاى گروهى از پزشكان قديم كه آثارشان اندك است و دوران زندگانى آنان به درستى معلوم نيست : اصطفن ، جاسيوس ، انقيلائوس و مارينوس . اينان اهل اسكندريه و در شمار كسانى هستند كه كتابهاى جالينوس و بهويژه كتابهاى شانزدهگانهى او را تفسير ، گردآورى و تلخيص كردهاند » « 3 » . پس از نقل اين متن مايرهوف مىگويد : « و آنچه سخت مشكوك به نظر مىرسد اين است كه اين اخبار بسيار مفصلتر شدهاند و شمار كسانى كه عنوان شارح يافتهاند فزونى گرفته است » « 4 » . آنگاه مايرهوف سخن ابن قفطى را بازگو مىكند : « انقيلائوس ، اهل اسكندريه ، حكيم برجستهى پيرو نظريهى طبائع ( « طبائعى »
p ? v ? ? xos
) از اقليم مصر و ساكن اسكندريه ، او يكى از مردمان اسكندريه است كه به گردآورى سخنان جالينوس و تلخيص كتابهاى او و تجديد تحرير آنها به صورت پرسش و پاسخ اهتمام ورزيدند . تلخيص درست آنها نشان مىدهد كه با جوامع الكلام آشنايى داشته و فن پزشكى را به خوبى مىدانسته و اين انقيلائوس پيشواى ايشان بود » « 5 » .
ادامهى اين متن در ويرايشى كه به دست ما رسيده چنان مخدوش است كه مايرهوف از آن شكوه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 414 - 413 .
( 2 ) . از اسكندريه به بغداد ، ص 398 .
( 3 ) . نك : مايرهوف ، همان ، ص 396 - 395 .
( 4 ) . همان ، ص 396 .
( 5 ) . ابن قفطى ، حكماء ، ص 71 ؛ مايرهوف ، همان ، ص 396 .