« عقد الفريد » از وى تقليد كرده است ، ولى با پديد آمدن متأخران در اين اسلوب كسى نام آن دو را نميبرد و موشحاتشان رونقى ندارد ، و نخستين كسى كه پس از آنان در اين فن مهارت يافته عبادهء قزاز [ 1 ] شاعر معتصم بن صمادح [ 2 ] خدايگان المريه بوده است . و اعلم بطليوسى [ 3 ] گفته است كه وى از ابو بكر بن زهر شنيده است كه ميگفت :
همهء شاعرانى كه بشيوهء موشح شعر ميگويند ريزهخوار و طفيلى عبادهء قزازند و از اين گفتار وى تقليد مىكنند .
ماه تمامى ( شب چارده ) است - خورشيد بامدادان است - شاخهء نو رستهاى در ميان شنزار است - [ 4 ] بوى مشك ميدهد - چه كامل اندام است ! چه روشن و تابناك است . چه با رونق و با صفاست . بوى خوش مىافشاند .
ناگزير - هر كه به روى ديده افكند - دلداده شد - و او را بدست نياورد .
و گفتهاند از معاصران عباده كه در عصر ملوك طوايف بسر ميبردهاند هيچ - كس در فن موشح سرائى بر او سبقت نجسته است .
و پس از وى در مرتبهء دوم ( ابو بكر محمد ) ابن ارفع راسه [ 5 ] شاعر مأمون بن ذو النون خدايگان ( سلطان ) طليطله [ 6 ] است . گويند ابن ارفع آغاز موشحى را كه بنام وى مشهور است بسيار نيكو سروده است آنجا كه گويد :
چنگ بديعترين آهنگ را نواخت و جويبارها سبزهزارهاى بوستانها را
هامش
[ 1 - ) ] متوفى بسال 422 ه ( 1030 م ) .
[ 2 - ) ] محمد بن معن بن محمد بن احمد صمادح مكنى به ابو يحيى و ملقب به معتصم تجيبى صاحب المريه (Almeria) و بجايه (LBougie) . و صمادحيه از بلاد اندلس است وى بسال 444 هجرى بسلطنت رسيد و در سال 448 در المريه درگذشت ( رجوع به لغت نامهء دهخدا شود ) .
[ 3 - ) ] عبد الله بن السعيد معروف به اعلم بطليوسى (Bodajoz) عالم لغت و نحو در بلنسيه (Valence) وى بسال 521 هجرى درگذشت .
[ 4 - ) ] براى آشنائى خوانندگان باسلوب وزن و قافيه اين شيوه شعر عين قطعه نقل شد .بدرتم . شمس ضحى . غصن نقا . مسك شم * ما اتم . ما اوضحا . ما اورقا . ما انسم
لاجرم . من لمحا . قد عشقا . قد حرم[ 5 - ) ] در ترجمهء دسلان راسو و در نسخهء خطى « ينى جامع » راسه و در چاپهاى مصر و بيروت راس است .
[ 6 - ) ]Tolede