ازجال [ 1 ] اندلس اما متأخران [ 2 ] اندلس پس از آنكه شعر در سرزمين آنان فزونى يافت و مقاصد و فنون آن تهذيب شد و بمنتهاى زيبائى و آرايش رسيد فنى از آن ابداع كردند كه آن را بنام موشح خواندند آنها رشته رشته و شاخه شاخه سخن را نظم ميكنند و بر آنها و عروضهاى آنها مىافزايند و همهء آنها را يك بيت مينامند و عدد قوافى اين شاخهها و اوزان آنها را تا پايان قطعه پياپى و يكى پس از ديگرى مىآورند .
و حداكثر ابياتى كه در اين شيوه ميسرايند هفت بيت است و هر بيتى مشتمل بر شاخههائيست كه عدد آنها به نسبت مقاصد و شيوههاى گوناگون متفاوت است و در آنها مضامين غزل و مدح به كار مىبرند چنان كه در قصايد متداول است و اين فن را بمنتهاى كمال رسانيدند و مردم آن را مىپسندند و ظريف ميشمرند و طبقات عوام و خواص آن را بسبب سهولت فرا گرفتن و نزديكى شيوهء آن بذهن از بر ميكنند .
و مخترع آن در جزيرهء اندلس مقدم بن معافر نيريزى [ 3 ] از شاعران امير عبد الله بن محمد بن مروانى [ 4 ] بوده است و اين شيوه را ابو عبد الله احمد بن عبد ربه صاحب كتاب
هامش
[ ( ) ]قفل : ايها الساقى اليك المشتكى * قد دعوناك و ان لم تسمع
بيت : و نديم همت فى عزته * و بشرب الراح من راحته
كلما استيقظ من سكرته * قفل : جذب الزق اليه و اتكا
و سقانى أربعا في اربعو قفل در اين موشح شش بار مىآيد و از اين رو آن را از نوع تام ميشمرند . و « خرجه » آن چنين است :قد نماجى بقلبى و زكا * لا تخل فى الحب انى مدعرجوع به « ادباء العرب فى الاندلس و عصر الانبعاث » تأليف بطرس بستانى ص 71 و الموجز ج 4 « الادب فى الاندلس و المغرب » ص 97 شود .
[ 1 - ) ] زجل ( بفتح ز . ج ) در لغت بمعنى بشادى آوردن و بلند كردن آواز است و در تداول ادبيات اندلسيان بر نوعى شعر آهنگدار نظير تصنيفهاى امروزى يا تصنيفهايى كه در رقص به كار ميرفته ، اطلاق ميشده است و در اسپانيا اين گونه قطعههاى شعر كوتاه يا آهنگهاى بازارى و رقص آنها را :SeguedilleياSeguidillaمينامند كه مأخوذ از زجل عربى است .
[ 2 - ) ] در نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپهاى مصر بجاى « متأخران » اهل اندلس است .
[ 3 - ) ] در چاپها و نسخ مختلف : معافر و معانى . و بعقيدهء دسلان صورت نيريزى صحيحتر است و آن منسوب به نيريز است كه شهرى در فارس نزديك شيراز بوده است . و در هر حال شاعر در نيمهء دوم قرن سوم هجرى ميزيسته چه وى معاصر عبد الله مروانى بوده است . در نسخهء خطى « ينى جامع » نيز نيريزى است و گفتار دسلان را تأييد مىكند .
[ 4 - ) ] عبد الله مروانى هفتمين خليفهء بنى اميه بوده كه در اندلس سلطنت ميكرد . وى در سال 275 هجرى بخلافت رسيد .