خطيب است ايراد مىكند و همواره از روى خردمندى و راستى بسخنورى ميپردازد . . .
و اين اشعار اثر طبع على بن ابراهيم است كه در اين روزگار از رؤساى عامر ، يكى از تيرههاى « بطون » قبيلهء زغبه بشمار ميرود . وى در اين ابيات پسر عمان خود را سرزنش مىكند كه درصدد سرورى ديگر افراد قبيله برآمدهاند .
( على بن عمر ) اين شعرهاى كوتاه را سروده و خطابهاى منظوم ايراد كرده است .
« اين ابيات » مانند مرواريدهائى كه گوهر فروش هنگام كشيدن در رشتهء ابريشمين در دست ميگيرد ، زيبا و دلپذير است . [ 1 ] و اشعار ذيل از اعراب صحرانشين [ 2 ] نواحى حوران و زادهء طبع زنى است كه شوهر وى كشته شده و اين ابيات را بسوى « قبيلهء » قيس همسوگندان قبيلهء خويش فرستاده و بدين وسيله آنان را بخونخواهى شوهرش برانگيخته است :
ام سلامه زن جوان قبيله به خود گويد : خداوند كسى را كه بر او دل نسوزد دچار وحشت سازد . [ 3 ] [ و نظاير اشعار مذكور نزد آنان بسيار و بعضى از آنها هم در ميان مردم متداول است . برخى از تيرههاى قبايل آن قوم بسرودن شعر ميپردازند و گروهى هم چنان كه در فصل شعر ياد كرديم از آن امتناع ميورزند از قبيل بسيارى از
هامش
[ 1 - ) ] در نسخهء خطى « ينى جامع » مصراع اول بيت نخستين و در چاپهاى مصر و بيروت تمام بيت مزبور وجود ندارد . دسلان مىگويد : اين قصيده كه 41 بيت است ، از فزونى اغلاط و اختلاف نسخ ترجمه نشد .
[ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت اعراب ثمر است .
[ 3 - ) ] شعر اينست :تقول فتاة الحى ام سلامه * به عين اراع الله من لارثى لها .و دسلان شعر را چنين ترجمه كرده است :
ام سلامه زن جوان قبيله از شخص خود حرف مىزند ( و ميگويد ) خداوند ميتواند كسى را كه شكايت نميكند پر از ترس و وحشت سازد .