تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
شدّ الإزار ص 256 - 257 مسطور است واين حاشيهء مفصّل براي توضيح ضبط واملاى اسم أو تعليق شده است ، اين شخص چنانكه صريح شدّ الإزار است در شيراز مدرسهء بنا نهاده بوده وضياع وعقار واملاك بسيارى بر آن وقف نموده بوده است ، نام اين شخص ونام مدرسهء أو در شيرازنامه نيز ص 138 در ترجمهء شرف الدّين بن بهرام زكى استطرادا دو مرتبه آمده واتّفاقا با آنكه اين چاپ شيرازنامه بسيار مغلوط است بحكم انّ الكذوب قد يصدق در هردو مرتبه اين كلمه در نهايت صراحت ووضوح بهمان ضبط صحيح مذكور در فوق ( يعنى بباء موّحده ونون وجيم وياء مثنّاة تحتانيّه وراء مهمله ) چاپ شده است منتهى چون طابع گويا هيچوقت در عمر خود باين كلمهء عجيب با اين قيافهء غريب مصادف نشده بوده در هردو موضع بعد از اين كلمه علامت استفهامى گذارده است وعين عبارت شيرازنامه از قرار ذيل است : « بتاريخ سنهء سبع وسبعين وستّمائة [ شرف الدّين بن بهرام زكى ] وفات يافته وقبر مباركش در مدرسهء بنجير خوزى بصفّهء جنوب افتاده وامام عالم أصيل الدّين أبو عبد اللّه جعفر بن نصير الدّين محمّد معروف بصاحب لوح كه از جملهء تلامذهء آن بزرگ بود هم در جوار أو برباط بنجير مدفون است » . 7 - يكى ديگر از موسومين باين اسم پدر خواجة امين الدّين أبو الحسن كازرونى وزير خيّر عادل معروف اتابك تكله بن زنگى ( 571 - 591 ) است كه ترجمهء أحوال أو در كتاب حاضر ص 348 - 351 ( شمارهء 246 از تراجم ) بعنوان « خواجة امين الدين أبو الحسن بن أبي الخير بنجير الكازروني » مسطور است ، رجوع بدانجا شود ، 8 - يكى از امراء أواخر عهد ديالمه كه ذكر أو در ابن الأثير در تاريخ آل بويه ما بين سنوات 440 - 450 بسيار مكرّر آمده شخصي است موسوم بهزار أسب بن بنكير ، اين كلمهء أخير يعنى بنكير باحتمال بسيار قوى هيئتى ديگر از همان كلمهء بنجير است منتهى بجاى جيم كاف ظاهرا فارسي است ، وما ذيلا چند جمله از موارد ذكر أو را در ابن الأثير نقل ميكنيم تا في الجملة وضعيت أو ونقشى را كه اين شخص در أواخر دولت آل بويه بازى كرده بدست آيد ، مؤلّف مزبور در حوادث سنهء 443 گويد : « ثمّ انّ الأمير ابا منصور صاحب فارس وهزارسب بن بنكير ومنصور بن الحسين الأسدي ومن معهما من الدّيلم والأتراك ساروا من ارجان يطلبون تستر فسبقهم [ الملك ] الرّحيم