تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
كثير منهم الشّيخ ( ورق 67 ) صفىّ الدّين محمّد « 1 » الكرماني روى عنه في الكنز الخفي وله كرامات ومقامات وتوفّى سنة خمس وستّين وخمسمائة « 2 » وقبره عند قبر والده رحمة اللّه عليهم .
هامش
- ( بقيه از صفحه قبل ) 4 : 91 وابن حجر در لسان الميزان 3 : 10 - 11 ) : صاحب ترجمه از مكّى بن أحمد بردعى وأو از إسحاق بن إبراهيم طوسي كه پانصد وهفت سأله بوده روايت كرده كه أو در هند در شهر تنوخ [ ظ : قنّوج ] سرباتك پادشاه هند را كه نهصد وبيست وپنج سأله بوده ملاقاة كرده وسرباتك بوى گفته كه حضرت رسول در حيات خود نامهء بوى نوشته بوده وآنرا مصحوب ده نفر از صحابه كه از جمله ايشان عمرو عاص وأبو موسى اشعرى وصهيب واسامة وحذيفة بوده‌اند بنزد وى فرستاده وأو را دعوت باسلام نموده ووى نامهء حضرت رسول را بوسيده واسلام آورده است وسرباتك مذكور در سنهء 336 وفات يافته است ، سبكى پس از نقل اين حكايت گويد كه ابن الأثير بر أبو موسى مدينى در شمردن اين شخص از جملهء صحابه طعن زده است وسپس سبكى گويد ودر حقيقت از مثل أبو موسى كسى ايراد أمثال اين روايات جاى بسى طعن وانكار است ، وابن حجر گويد كه ذهبي در تجريد أسماء الصّحابه گفته كه اين مطلب كذب صريح است ، راقم سطور گويد اين روايت نمونهء كامل العيارى است از ساده‌لوحى وزودباورى وسلامت باطن بسيارى از حفّاظ مشهور كه فقط « مخزن » حديث بوده‌اند وصدها هزار حديث با أسانيد آنها وأسامي رواة آنها وطرق مختلفهء آنها وبعضي حتّى تا يك ميليون حديث ( حاجى خليفه در عنوان « جمع الجوامع » ) در حفظ داشته‌اند ولى در مقابل از هرگونه قضاوتى وانتقادى وموازنهء قضايا با ترازوى عقل وعادت ومنطق وقياس هزارها فرسنگ دور بوده‌اند ، ( براي مزيد اطّلاع از شرح أحوال صاحب ترجمه رجوع شود بمآخذ ذيل : ابن خلّكان 2 : 61 ، سبكى 4 : 90 - 92 ، أبو الفداء ويافعى ونجوم الزّاهرة هرسه در حوادث سنهء 581 ، طبقات القرّاء 2 : 215 ، اعلام زركلى 958 ، الكنى والألقاب مرحوم حاج شيخ عبّاس قمّى در « المديني » ) ، ( 1 ) - چنين است در هرسه نسخه ، واين بنحو قطع ويقين غلط فاحش است از نسّاخ يا از خود مؤلّف چه اسم صفىّ الدّين كرمانى صاحب الكنز الخفىّ من اختيارات الصّفىّ كه در متن بدان اشاره كرده بتصريح خود مؤلّف در شرح أحوال أو در نمرهء 274 ونيز بتصريح صاحب شيرازنامه در ص 121 « عثمان » بوده است نه « محمّد » ، ( 2 ) - چنين است در ب ق ، م : خمس وستّين وستّمائة ، شيرازنامه ص 120 : ثلاث عشرة وستّمائة ، - تاريخ مذكور در شيرازنامه از تاريخ هرسه نسخه شدّ الأزار أقرب بصواب بنظر ميآيد ودر هرصورت تاريخ نسخهء م يعنى سنهء 665 تقريبا بنحو قطع ويقين غلط بايد باشد چه لازمهء آن اين خواهد بود كه وفات صاحب ترجمه صد وهفده سال بعد از وفات پدرش شهاب الدّين أبو بكر مصالحى مذكور بلافاصله قبل متوفّى در سنهء 547 باشد واين بغايت مستبعد است عادة ،