وى با زنى كه از يك چشم كور بود . و مادر بابك است معاشقه داشت ، و مدتها با وى عمل ناشايست انجام مىداد . و در اثنائى كه هر دو بگوشه دورافتادهء از آن دهكده ، ميان بيشهء بشرابخوارگى مشغول بودند ، چند نفر از زنان آن دهكده براى برداشتن آب از چشمهء كه در آن بيشه بود آمده ، و صدائى بآهنگ نبطيان شنيده . و به آنسوى رفته ، و بر آنان هجوم آوردند ، آن بنده خدا پا بفرار گذاشت ، و آنها از موى سر مادر بابك گرفته و او را بدهكده آورده و آبرويش را بردند .
واقد گويد : پس از اين ماجرا ، روغنفروش نزد پدر آن دختر رفته و خواستگارى از دخترش نموده ، و پدر بازدواجشان رضايت داد . و بابك از اين زن به دنيا آمد . سپس در يكى از مسافرتهايش بكوه سبلان « 1 » شخصى كه دنبالهگيرى از او داشت ، زخمى بوى زده و همان زخم پس از مدت كمى سبب مرگ او گرديد . و مادر بابك براى دايگى و شير دادن ببچهها بخانهها مىرفت ، و مزدى مىگرفت . تا آنكه بابك دهساله شد ، گويند روزى كه بجستجوى بابك بيرون آمده بود ، چون بابك براى گروهى از مردم گاوچرانى مىكرد ، او را برهنه در زير درختى خوابيده يافت ، و ديد زير هر موئى از موهاى سينه و سرش خون نمايان است ، و بابك از خواب جسته و بر پا برخواست ، در اين حال ديگر اثرى از آن خون در وى نديده ، و گفته است ، من از اينجا دانستم كه براى پسرم - پيشآمدهاى بزرگى روى خواهد داد .
واقد گويد : بابك ، نزد شبل بن منقى ازدى در بلوك سراة « 2 » به كار تيمار چهارپايانش اشتغال داشت ، و طنبور را از نوكران او آموخت ، و سپس به تبريز - كه يكى از شهرهاى آذربايجان است ، رفته ، و دو سال در خدمت محمد بن رواد ازدى بود . و پس از آن نزد مادر برگشت ، و در هجدهسالگى با مادرش زندگانى مىنمود .
واقد بن عمرو گويد - در كوهستان بذ « 3 » دو مرد قوى و زبردستى بودند كه كسى به آنها دسترسى نمىيافت ، و چون مال و منال فراوانى داشتند ، در سر رياست و تسلط بر خرميان « 4 » ساكن آن كوهستان . با هم در جنگ و ستيزه بودند ، و مىخواستند كه رياست در يك نفر تمركز داشته باشد . يكى نامش جاويدان پسر سهرك . و يكى هم بكنيهاش ، ابو عمران ،
هامش
( 1 ) سبلان كوه بزرگيست كه مشرف به شهر اردبيل بوده و دهات بسيارى دارد ( معجم - البلدان ) .
( 2 ) سراة - يا سراء - دهكدهايست كه در دهانهء نهاوند قرار دارد ( معجم البلدان ) .
( 3 ) بذ - با تشديد ذال - دهستانى ميان آذربايجان و اران است كه در دوران معتصم بابك از آنجا سر برداشت ( معجم البلدان ) .
( 4 ) ف ( الحرميه ) .