از آن نماز مغرب است كه بعد از غروب آفتاب بوده ، و سپس نماز شام ، با گذشتن سه ساعت از غروب آفتاب است . و در تمام اين نمازها ، و سجدهها بايد همان كارى را انجام دهد كه در نماز اول - نماز بشير - انجام داده است .
اما روزه : هنگامى كه آفتاب ببرج قوس درآيد ، و ماه يكپارچه نور گردد ، بايد دو روز ، روزه گيرند بىآنكه در ميان آن افطار كنند ، و هنگامى كه ماه نو رؤيت شود ، دو روز بايد روزه گيرند و در ميان آن افطار نكنند ، و سپس ، همينكه ماه نو سر زد ، و آفتاب در برج دلو بود ، پس از گذشتن هشت روز ، بايد سى روز ، روزه گيرند ، و در غروب هر روز افطار كنند .
روزهاى يكشنبه را همهء مانويان ، و روزهاى دوشنبه را خواص مانويان ، بامر مانى ، گرامى دارند .
اختلاف مانويان در امر امامت پس از مانى
مانويان گويند : همينكه مانى بجنان النور پرواز كرد ، پيش از پروازش ، سيس را جانشين خود قرار داد ، و او باقامهء اين كيش و آئين كوشا بود تا از دنيا رفت ، و پس از او پيشوايانى كه آمدند ، پيروى از همان رويه نموده ، و هيچگونه اختلافى با هم نداشتند تا آنكه دستهء بنام - ديناوريان - ميانشان پديد آمد ، كه بر پيشواى خود ايراداتى گرفته ، و از اطاعتش خوددارى داشتند . و در امر امامت و پيشوا كه تماميت آن در اين بود كه در بابل منعقد گردد ، و پيشوا نبايستى در جاى ديگر باشد ، مخالفت نمود ، و در اين عقيده و سائر مخالفتهائى كه ذكرش بىفايده است باقى بودند ، تا آنكه رياست بر تمام مانويان به مهر تفويض گرديد .
و اين امر در دوران وليد بن عبد الملك ، و حكومت خالد بن عبد اللّه قسرى بر عراق بود . در اين زمان مردى بنام زاهد هرمز به آنان پيوسته ، و پس از مدتى از آنان كنارهگيرى نموده ، و شخص با ثروتى بود ، كه چشم از آن پوشيده ، و بصديقوت « 1 » رفت به اين گمان كه چيزهاى ناروائى مشاهده مىنمايد ، و قصد داشت بدنياوريان ملحق شود كه در ماوراء نهر بلخ « 2 » بودند . پس از رسيدن بمدائن با مرد ثروتمندى كه از كاتبان حجاج بن يوسف بود ، و با او سابقه دوستى داشت .
برخورد كرده . و براى او شرح داد كه چرا از ميان مانويان بيرون آمده ، و قصد خراسان
هامش
( 1 ) رجوع شود بصفحهء 590 همين كتاب .
( 2 ) نهر بلخ همان نهر جيهون است كه تا بلخ ده فرسنگ فاصله دارد ( ر . ك . معجم البلدان ) .