اين را كه مشاهده كرده آن نوزاد را گرفته ، و سه دائره بدورش كشيد . بر دائرهء اول نام فرشته جنان ، و بر دائرهء دوم ، نام انسان قديم ، و بر دائرهء سوم ، نام روح الحيات را گذاشته و با خداى خود از در عجز و لابه درآمده ، و گفت اگر من گناهكار شمايم ، اين نوزاد چه گناهى دارد .
پس از اين ، يكى از آن سه نفر « 1 » با شتاب درحالىكه اكليل بهاء را بدست داشت ، نزد آدم آمد . و صنديد و اركونها همينكه آن را ديدند ، پى كار خود رفتند .
گويد : پس از آن درختى بر آدم نمودار گرديد كه آن را لوطيس « 2 » مىگفتند ، و از آن شيرى تراوش داشت كه بكودك مىداد ، و او را بنام خود خوانده ، و پس از چندى وى را شاتل ناميد .
پس از اين آن صنديد بدشمنى با آدم و نوزاد برخواسته ، و بحوا گفت برو بنزد آدم ، شايد بتوانى وى را بسوى ما بازگردانى ، او نيز رفته و وى را فريب داده ، و از روى شهوت با وى آميزش نمود . شاتل كه وى را مىديد ، بموعظه و سرزنش وى درآمده ، و گفت بيا با همديگر بمشرق و به سمت نور و حكمت خدا برويم ، و با هم بدانجا روانه شدند ، و آدم همانجا اقامت داشت تا از دنيا رخت بربسته و ببهشت رفت ، و شاتل ، و فرياد ، و برفرياد ، و مادرشان حكيمة الدهر ، به يكرويه و نهج در صديقوت « 3 » بودند ، تا وفات يافتند . و حوا و قاين و ابن الحرص ، بدوزخ رهسپار شدند .
هامش
( 1 ) در متن عربى دارد ( ان واحدا من الثلاثة ) كه ظاهرا اشاره باقانيم ثلاثه است ( ر . ك .
اقرب الموارد - ذيل المثلث ) .
( 2 ) لوطيس ظاهرا معرب كلمهء افسانهء لوتوسLotus - Lotossلاتينى است كه نام ميوه بسيار شيرين در ممالكLotophagesافريقا و خوراك افريقائيان باستانى بوده و گويند ، بيگانگان اگر آن را بخورند مملكت خود را فراموش كنند ( ر . ك . لاروس - ذيل اين دو لغت )
( 3 ) صديقوت - ظاهرا نام محل و پرستشگاه بوده ، و از مشتقات - صديقون - است .
و آقاى دكتر ماتسوخ آلمانى كه در صابئه مندانى - مغتسله - تخصص دارد ، اين كلمه را مأخوذ از -MshniaKustaبه زبان سريانى مىداند كه مصطلح صابئيان مندانى بوده و معنايش صداقت خالصانه در ايمان است .