و در آنجا بود كه ابن بلخى كتابهايش را قرائت نمود . و همينكه آن آشوب بر طرف گرديد ، براى آنكه به آن محله خو گرفته بود ، بكوچه اسد برگشته ، و در آنجا خانهء خريدارى كرده ، و گفت من از امروز بغدادى شدم ، چه يك نفر هر قدر كه در شهرى اقامت داشته باشد ، تا زمانى كه صاحبخانه نشده ، از مردم آن شهر بشمار نمىرود . سپس گفت : على بن ابو طالب رضى اللّه عنه كوفى بود ، و عبد اللّه بن عباس طائفى « 1 » بود ، براى اينكه در آن جاها خانه داشتند .
و او در همان خانه بود تا در سال . . . كه وفات يافت ، و مصنفاتى هم نداشت ، فقط كتابهاى محمد بن حسن را روايت كرد .
على رازى
كنيهاش . . . از پيروان مذهب عراقيان ، و از علماء آنان بود . اين كتابها از اوست :
كتاب المسائل الكبير . كتاب المسائل الصغير . كتاب الجامع .
خصاف
نامش احمد بن عمر بن مهير شيبانى خصاف ، مكنى به ابو بكر ، فقيهى عارف بفرائض ، و محاسبى بود كه رويه اصحاب اين فن را به خوبى مىدانست ، و نزد مهتدى چنان تقدم پيدا كرد كه مردم مىگفتند : اين است كسى كه قدرت ابن ابو دؤاد را زنده كرده ، و جهميه « 2 » را جلو انداخته است . خصاف ، كتاب الخراج را براى مهتدى تأليف كرد ، و هنگامى كه مهتدى كشته شد ، زندگانى خصاف را غارت كردند ، و گفته شد كه پارهء از كتابهايش از ميان رفت ، از آن جمله كتابى در مناسك تأليف كرده بود . كه بدست نيامد . وى در سال . . .
وفات يافته ، و اين كتابها از اوست : كتاب الحيل . كتاب الوصايا . كتاب الشروط الكبير .
كتاب الشروط الصغير . كتاب الرضاع . كتاب المحاضر و السجلات . كتاب ادب القاضى . كتاب الخراج للمهتدى . كتاب النفقات . كتاب اقرار الورثة بعضهم لبعض « 3 » . كتاب العصير و احكامه و حسابه . كتاب النفقات على الاقارب . كتاب احكام الوقوف . كتاب ذرع الكعبة و المسجد و القبر .
هامش
( 1 ) طائف - شهرى از شهرهاى حجاز است كه در جنوب شرقى مكه قرار دارد ( معجم - البلدان ) .
( 2 ) جهميه ، يكى از فرقههاى اسلام است كه بجهم بن صفوان انتساب داشتند ( ملل و نحل شهرستانى ج 1 - ص 13 ) .
( 3 ) ف ( بعضهم ببعض ) .