در لطافت روح و معاشرت ، كسى بپايه او نمىرسيد ، و با اين وصف از شاعران بود و نفطويه را به اين اشعار هجو كرده است .
من سرّه ان لا يرى فاسقا * فليتجنّب ان يرى نفطويه « 1 » احرقه اللّه به نصف اسمه * و صيّر الباقى صراخا عليه « 2 » و از گفتههاى نغز او دربارهء نفطويه اين است : كسى كه بخواهد به آخرين مرحله نادانى و جهالت برسد ، بايد كلام را بمذهب ناشئى ، و فقه را بمذهب داود ، و نحو را بمذهب نفطويه بياموزد - و باز گويد : و نفطويه كلام را بمذهب ناشئى ، و فقه را بمذهب داود عمل مىكرد ، و خودش هم كه نفطويه بوده بنابراين ، خود او آخرين مرحله جهالت و نادانى را دارد .
واسطى چهار سال پس از ابو على درگذشت ، و بقولى در سال سيصد و شش وفات يافت و اين كتابها از اوست : كتاب اعجاز القرآن فى نظمه و تأليفه . كتاب الامامة - كه به خوبى آن را تأليف كرده است . . .
و از اصحاب واسطى
ابو العباس كاتب است ، كه نامش . . . و اين كتاب از اوست : كتاب نقض كتاب الارادة صفة فى الذات .
ابن اخشيد
ابو بكر احمد بن على بن معجور الاحشاد ، از فضلاء و پرهيزكاران ، و زاهدان معتزليان است . كشتزارى داشت كه مايه زندگانيش بود و بيش از نيم درآمد خود را صرف « 3 » علم و دانشجويان مىكرد ، و با اين احوال فصاحتى داشت ، و عربيت و فقه را مىدانست ، و چندين كتاب در فقه تأليف كرده ، و خانهاش در سوق العطش « 4 » در كوچه معروف بدرب الاحشاد ، بود
هامش
( 1 ) كسى كه شاديش به اين است كه فاسقى را نبيند بايد از ديدن نفطويه پرهيز نمايد .
( 2 ) خداوند وى را به نيمى از نامش آتش زده ، و نيمى ديگر را براى شيون و زارى بر او گذاشت .
( 3 ) ف ( نصف اكثر ) ش ( يصرف اكثر ) .
( 4 ) سوق العطش محلهايست در بغداد ( ر . ك . دليل خارطة بغداد 122 ) .