واسطى
« 1 » ابو عبد اللّه محمد بن يزيد واسطى ، از برجستگان متكلمان معتزله و بزرگان آنان بود ، و از ابو على جبائى آموخت ، و خود را از بستگان او مىدانست . در زمان او صدائى بالاتر از صدايش نبود ، و پيروان بسيارى داشت . گويند كه از متكلمان بغداد بشمار مىرفت ، و صحيح هم همين است و منزلش در فصيل « 2 » بود .
رمانى
« 3 » سرى رفاء همسايه ابو الحسن على بن عيسى رمانى در سوق العطش بود ؛ و غالب اوقات از كنار رمانى ؛ كه بر در خانهاش مىنشست . گذر مىكرد و به قصد فريب دادنش با او سخن مىگفت و خواهش مىكرد كه مذهب اعتزال را بپذيرد ؛ چون سرى از شيعيان بود و اين سخنان هم بدرازا كشيد اين اشعار را گفت :
اقارع اعداء النبى و آله * قراعا يفل السيف عند قراعه و اعلم كل العلم ان وليّهم * سيجزى غداة البعث صاعا بصاعه فلا زال من والاهم فى علوه * و لا زال من عاداهم فى اتضاعه و معتزلى رام عزل ولايتى * عن الشرف العالى بهم و ارتفاعه فما طاوعتنى النفس من ان اطيعه * و لا اذن القرآن فى اتباعه طبعت على حب الوصى و لم يكن * لينقل مطبوع الهوى عن طباعه
ابن زيد
از قاضى ابو محمد عبد اللّه بن احمد بن زيد است :
العالم العاقل ابن نفسه * اخاه حسن علمه عن جنسه
كن ابن من شئت و كن مكملا * فانّما المرء بفضل كيسه
كم بين من تكرمه لاصله * و بين من تكرمه لنفسه
هامش
( 1 ) از اينجا نسخه خطى شهيد على پاشا شروع مىشود . و ما مميزات اين نسخه را در مقدمه گفتهايم و حرف ( ش ) در اين ترجمه اشاره به آنست . و همچنين در چاپ فلوكل و مصر مقاله پنجم از - الواسطى - شروع مىشود .
( 2 ) فصيل خانههائى است كه در كنار باروى شهر باشد ( منتهى الارب ) .
( 3 ) رمانى قبلا ذكر شده ( رجوع شود بصفحهء 107 و 322 اين كتاب ) .