تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
( و مانند او را هميشه براى ما بپروراند . ابو العباس از اين نام - ناشئى - خوشش ) ( آمد ، و خود را به آن ملقب داشت . و اين مطلب را ابن جنيد براى من حكايت ) ( كرد . « 1 » ) اضافات تكلمة الفهرست از ابو العباس ناشئى فقط همين اشعار است : و شادن ما توخى وصفه احد * الا تلجلج فى الوصف الذى وصفا يلوح فى خده و رد على زهر * يعود من حسنه غضا اذا قطفا لا شىء اعجب من جفنيه انهما * لا يضعفان القوى الا اذا ضعفا و بيش از اين درباره ( ناشئى ) چيزى ندارد و ما هم ضرورتى در ترجمه آن مشاهده نمىنمائيم .

ابو على جبائى

نامش محمد بن عبد الوهاب بن سلام ، از معتزليان بصره ، و كسى است كه كلام را سهل و آسان كرده و مشكلات آن را بر طرف نمود . و رياست معتزليان بصره - بدون حرف - به او منتهى گرديد . و او از ابو يعقوب شحام آموخته ببصره رفت و با متكلمان آنجا صحبتهائى داشته ، و از آنجا ببغداد آمد و در مجلس . . . نابينا حاضر مىشد و در آنجا سخنانى گفت كه دانش و فضلش آشكار گرديد . از آنجا بعسگر رفت . ولادتش در سال 235 و وفاتش در سال 303 بود . به پسرش ابو هاشم وصيت كرده بود كه او را در همان عسكر به خاك سپارد ولى ابو هاشم امتناع كرده و جنازه او را به ( جنى ) برده و در مقبرهء كه مادر ابو على و مادر ابو هاشم دفن و در گوشهء از باغ بو على بود - به خاك سپرد . عبد اللّه كوكبى بابو على گفت ، من از شير خوشم نمىآيد ، در جوابش گفت ، عربى كه شير را خوش نداشته باشد مانند يك هاشمى است كه معاويه را دوست بدارد . ابو على گويد ، به صاحب زنج كه خبر رسيد فلان سركرده‌اش كشته شد ، اين شعر را خواند :
اذا فارس منّا مضى لسبيله * عرضنا لاطراف الاسنّة آخر
هامش
( 1 ) نسخه چستربيتى در اينجا بپايان مىرسد و در پاى اين صفحه دارد مقابله شد ) .