تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
( از مذهب ابو حنيفه داشت و ما در جاى خود ذكرى از او خواهيم كرد . احمد بن ابو دؤاد ) ( در سال دويست و چهل در خلافت متوكل به بيمارى فلج از دنيا رفت . و تصنيفى ندارد . )

( جعفر بن حرب )

( ابو الفضل جعفر بن حرب همدانى ، از همدان است كه در زمان خود بمقام رياست ) ( رسيد ، و زاهد ، پاك‌دامن ، و پرهيزكار بود . گويند در مجلس واثق براى مناظره حضور ) ( داشت كه وقت نماز رسيد ، همه براى نماز برخواستند و واثق جلو ايستاده و نماز را گذارد ، ) ( جعفر بكنارى رفت و موزه از پاى درآورد ، و به تنهائى نماز گذارد ، نزديك‌ترين اشخاص ) ( به او يحيى بن كامل بود كه اشك از ديدگانش سرازير شد براى بيمى كه از كشته شدن جعفر ) ( پيدا كرد . ) ( گويند جعفر سپس موزه را به پا كرده و بمجلس آمد ، و واثق سر را به زير انداخت . ) ( و مناظره شروع شد . هنگامى كه بيرون آمدند . احمد بن ابو دؤاد بجعفر گفت : اين حيوان ) ( درنده آن كار تو را تحمل نمىكند ، بيا و ديگر از آمدن به اين مجلس چشم بپوش ، جعفر ) ( گفت اگر تو مرا وادار بآمدن نكنى من خواستار حضور در مجلس او نيستم ، او هم گفت ) ( ديگر حاضر مشو . و هنگامى كه دوباره آن مجلس تشكيل گرديد ، واثق نظرى بحاضران ) ( انداخت و جعفر را نديد . پرسيد آن شيخ صالح كجاست ، احمد گفت او بيمارى سل دارد ، ) ( و بايد هميشه در استراحت باشد و مجلس امير المؤمنين جاى اين كار نيست . واثق گفت پس ) ( نيامدنش به اين جهت بوده ، و ديگر سخنى نگفت . جعفر در سال دويست و سى و شش ) ( گذشت ، و پنجاه و نه سال داشت . و اين كتابها از اوست : كتاب متشابه القرآن . كتاب ) ( الاستقصاء . كتاب الاصول . كتاب الرد على اصحاب الطبائع . )

( اسكافى )

( بلخى گويد : ابو جعفر محمد بن عبد اللّه اسكافى ، نژاد او از سمرقند بود ، و منزلتى ) ( شگفت‌انگيز در علم و ذكاوت ، و دانش ، و صيانت نفس ، و بلندهمتى ، و پاك‌سرشتى ) ( داشت . و در زندگى بپايهء رسيد كه هيچيك از همگنانش به آن پايه نرسيد . و معتصم شكفتگى ) ( زياده از حد نسبت بوى پيدا كرد و او را بر همه مقدم مىداشت و درباره او هيچ مضايقتى ) ( نمىكرد . و شنيدم هنگامى كه او لب بسخن مىگشود معتصم گوش فرا مىداشت و حاضران )
الفهرست ( فارسى ) — صفحة 311 | أبي الفرج محمد بن إسحاق المعروف بابن النديم / م . رضا تجدد