بندگانى باشد كه در نزد او عزيز هستند و بلكه از مدح و ستايش تمام اهل دنيا از او در تمام امور باشد . و اين ترجيح در دوستى مدح و ستايش خداوند - جلّ جلاله - و شكر و سپاسگزارى از او بايد به اندازهء تفاوتى باشد كه او - جلّ جلاله - در جلال و عظمت و حقّ انعام و بخشش با بندگانش دارد .
2 - اگر بنده از بجا آوردن حقّ اين مقام عاجز و ناتوان باشد ، حدّ اقل بايد دوستى مدح و ستايش و شكر و سپاسگزارى از خداوند - جلّ جلاله - در دلش ، از مدح و ثناى اهل انعام از خلايق ، يا شكر و سپاس از فرمانروايان مسلمان ترجيح داشته باشد .
3 - اگر حال بنده از اين مقام نيز ناقص باشد ، و در مدح و ثناى خداوند - جلّ جلاله - و شكر و سپاسگزارى او سبحانه ، از بردگان و بندگانش پستتر باشد ، مسلّما ستايش و تمجيد خدا را بسيار كوچك و سبك شمرده ، و مستحقّ امورى خواهد بود كه وعدهء عذاب و تهديد الهى متضمّن آن است .
توجّه خاصّ در هنگام گفتن مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
« 1 » « يوم الدّين » ، روز حساب و عرضه بر پادشاه عالميان و آشكار شدن باطن انسانهاست در محضر تمام كسانى كه بنده ، اسرار خود را از آنان پنهان مىكرد ، لذا شايسته است كه نمازگزار در اين حال از امورى كه در روز حساب و سؤال بيم آن مىرود ، بيم و هراس داشته باشد .
در روايت آمده كه مولايمان امام زين العابدين عليه السّلام ، هم او كه مقام والايى را در عبادت خداوند داشت ، هنگامى كه
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
مىفرمود ، مكرّر آن را قرائت مىنمود ، تا بحدّى كه هر كس آن حضرت را مىديد ، گمان مىكرد كه حضرتش نزديك است جان بسپارد . »
و ما الخوف منه يحذرون ، و لا الخنا * عليهم ، و لكن هيبة هى ماهيا « 2 »
هامش
( 1 ) حمد ( 1 ) : 4 .
( 2 ) در برخى از نسخههاى كتاب ، ابتداى شعر به اين صورت آمده است : « و ما لخوف . . . »