تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
4 - مشابه آنچه كه در بارهء مولايمان علىّ عليه السّلام در هنگام گفتن لفظ « وجّهت وجهى » نقل نموديم ، در باره مولايمان امام زين العابدين عليه السّلام نيز روايت شده است . 5 - همچنين اين دو بزرگوار هنگامى كه شروع به خواندن دعاى توجّه مىنمودند ، رنگشان زرد گشته ، و خوف از خداوند - جلّ جلاله - بر آنان نمايان مىشد ، زيرا به شكوه و هيبت پادشاهى كه در پيشگاهش مىايستاده‌اند ، معرفت و آگاهى داشته‌اند . 6 - در جاى ديگر اين كتاب با مطالبى پيرامون خوف پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و اهل بيت معصوم او عليهم السّلام از خدا هنگام اداى نماز خواهد آمد « 1 » ، كه يقينا در اين جهت ، از ايشان تبعيّت نمىكنى و بر خلاف آنچه كه ايشان با پادشاه عالميان معامله مىكرده‌اند ، عمل مىكنى .

حضور قلب در هنگام ورود در نماز

بر ما همگى واجب است ، به خاطر هيبت و احترامى كه خداوند - جلّ جلاله - ذاتا مستحقّ آن است از او بيم داشته باشيم ، ولى چنان غافليم كه نه تنها از او بيم نداريم ، بلكه از معصومين عليهم السّلام كه مقتدا و الگوى ما در عبادات الهى هستند ، نيز پيروى نمىكنيم و از خدا نمىهراسيم . همچنين به خاطر مخالفتهاى پى در پى خود با خواسته‌هاى او و كوچك شمردن امر و نهى و حبّ و قرب و مناجات مقدّسش نيز از او بيم نداريم . و اين نادانى بس بزرگى نسبت به معبود است كه به جهل منكران و كافران نزديك است . بنا بر اين ، شايسته است كه بنده هنگام گفتن «
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
» تحقيقا توجّه كند كه در محضر حضرت حقّ است ، و اينكه مقصود خداوند - جلّ جلاله - و رسولش صلّى اللَّه عليه و آله از گفتن اين كلام آن نيست كه تنها صورتم را براى خداوندى كه آسمانها و زمين را پديد آورد ، رو به قبله نموده‌ام ؛ بلكه منظور آن است
هامش
( 1 ) ر . ك : فصل سىام ، عنوان « نمونه‌هايى از حالات معصومين عليهم السّلام » .