ولى عاصى نسبت به معصيت يك جور نيست ، بلكه دو جور است :
1 - يك وقت معصيت مىكند ، لكن متوجّه نيست كه معصيت مىكند ولى پس از انجام معصيت مىفهمد كه معصيت كرده .
2 - يك وقت هم معصيت مىكند و متوجّه است كه در حال معصيت است و لذا مىگوييم : المعصية مع العلم بها عند ارتكاب بها ، و المعصية مع عدم العلم بها عند ارتكاب بها . حال :
- اذن در معصيت مع العلم بها عند ارتكاب بها قبيح .
- اذن در معصيت مع عدم العلم بها عند ارتكاب بها ليس بقبيح .
حاصل مطلب اينكه : اذن در معصيت با عدم العلم بها عند ارتكاب بها قبيح نيست .
چه نتيجهاى از اصل مذكور مىگيريد جناب مستشكل ؟
1 - اگر اين آدم جاهل ، هر دو اناء مشتبه را دفعة مرتكب شود ، مىشود ارتكاب معصيت مع العلم بها عند ارتكاب بها .
2 - و اگر هر دو اناء را تدريجا مرتكب شود بدين صورت كه يكى را اوّل بخورد و آن ديگرى را بعدا و در صورت احتياج بخورد ، مىشود ارتكاب معصيت مع عدم العلم بها عند ارتكاب بها .
حاصل كلامتان چيست جناب مستشكل ؟
پس از آنى كه هر دو اناء را خورد ، آگاه مىشود به اينكه خمر خورده و مرتكب معصيت شده است در اين صورت ارتكاب به معصيت اشكالى ندارد .
پس ارتكاب انائين دو جور است : دفعة و تدريجا .
اگر دفعة مرتكب شود ، مىشود ارتكاب المعصية مع العلم بالمعصية عند ارتكاب بها و لذا شارع نمىتواند به ايشان اجازهء معصيت بدهد چون قبيح است و اگر تدريجا مرتكب شود ، مىشود ارتكاب المعصية مع عدم العلم بالمعصية . . .
و لذا چون علم به معصيت ندارد شارع مىتواند به او اذن معصيت بدهد .
به چه دليل شارع تدريجى الارتكاب را اجازه داد ؟
به دليل همان حتى تعرف الحرام منه بعينه .
خلاصهء اشكال شما چيست جناب مستشكل ؟
اين است كه اذن در ارتكاب معصيت مع العلم بها بعد ارتكاب بها ، بلااشكال است .
چه پاسخى به اشكال فوق مىدهيد جناب شيخ ؟
مىگويم : بين ارتكاب دفعى و تدريجى تفاوتى وجود ندارد ، زيرا :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٧