جناب شيخ مگر بدل موقت چه عيب و اشكالى دارد ؟
اگر بدل دائمى نشود كه مكلّف بتواند به تدريج هر دو را مرتكب شود اذن در معصيت پيش مىآيد .
اذن در معصيت قبيح است .
شارع مرتكب قبيح نمىشود .
پس : نمىشود كه بدل موقّت باشد .
جناب شيخ پس چگونه در خبرين متعارضين و يا فتواى مجتهدين متعارضين و يا دوران بين المحذورين فرموديد كه مىتواند ارتكاب به تدريج را اجازه دهد ؟ و چرا در اينگونه مسائل تخيير استمرارى و تدريج اشكالى ندارد ؟
زيرا در اينجور جاها ، از اوّل علم تفصيلى به مطلب نداشت و مثلا نمىدانست كه كفن و دفن واجب است يا حرام ؟
لذا شارع بهطور تخيير استمرارى به او اجازه داد تا يك روز به وجوب روى كند و يك روز به حرمت . و يا فى المثل در خبرين متعارضين كه فرد از اوّل علم به تكليف ندارد ، شارع حكم به تخيير استمرارى كرده است ، لكن در ما نحن فيه يعنى انائين مشتبهين مكلّف به وجوب خمر علم تفصيلى دارد منتهى نمىداند كه اين ظرف خمر است و يا آن يكى .
بنابراين كسى كه به نوع و يا متعلّق تكليف علم دارد كه خمر است و حرام ، شارع نمىتواند به او اجازهء تخيير استمرارى و يا ارتكاب تدريجى بدهد و به او بگويد يك بار اين يكى را بخور و دفعهء بعد آن يكى را .
چرا ؟ زيرا تخيير استمرارى در جائى درست است كه از اوّل تكليف براى مكلّف معلوم نباشد و حال اينكه در ما نحن فيه تكليف معلوم است .
ولى جناب شيخ در بحث مسافر تكليف براى مكلّف معلوم است و مىداند كه نمازى بر او واجب است و لكن نمىداند ظهر است يا جمعه و معذلك شارع به او مىگويد و يا مىتواند بگويد : يك هفته ظهر بخوان يك هفته جمعه ، آيا اين تخيير استمرارى و يا ارتكاب تدريجى نيست ، چه پاسخى داريد ؟
بله ، مطالب درست است و تكليف براى مكلّف معلوم است و لكن مثال شما در شبههء وجوبيّه است و حال آنكه بحث ما در شبههء تحريميّه است يعنى مكلّف مىداند كه خمر حرام است و يا يكى از دو اناء خمر است و لكن نمىداند كه اين يكى خمر است يا آن يكى ، در چنين جائى شارع نمىتواند اجازهء ارتكاب تدريجى بدهد .
چرا ؟
زيرا در اينجا مكلّف رو به موافقت با ترك نمىرود ، بلكه رو به مخالفت مىرود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٧٠