گونهاى كه علم و يا جهل ما بهعنوان مكلّف هيچ دخالتى در معناى موضوع له ندارد .
فىالمثل كلمهء ( خمر ) در لغت عرب وضع شده براى آن جسم مايعى كه مستىآور است و علم و جهل ما در آن معنا ، دخيل نمىباشد .
آيا اوامر و نواهى در لسان ادلّه بههمينصورت متعلّق خطاب قرار گرفتهاند ؟
بله ، الفاظ اوامر يا نواهى در لسان دليل هم بههمينصورت متعلّق خطاب واقع شدهاند .
يعنى :
1 - امور مولى روى طبيعت و ذات صلاة و زكات و خمس و . . . رفته و فرموده :
اقيموا الصلاة و آتوا الزكاة ، چه ما بدانيم و چه ندانيم .
2 - و نهى مولى روى ذات و طبيعت خمر و ميته ، رفته و فرموده :
حرمت عليكم الخمر و الميتة و . . . چه ما بدانيم و چه ندانيم .
آيا تفاوتى ميان عالم و جاهل به خطاب شارع وجود ندارد ؟
چرا وجود دارد بدين معنا كه اگر ما عالم و يا جاهل مقصر به خطابات مذكور از جانب شارع باشيم ، تكليف در حقّ ما منجّز مىشود يعنى كه مخالفت با آن عقاب دارد و اگر نسبت به اين خطابات جاهل قاصر باشيم ، تكليف واقعى در حقّ ما منجّز نبوده و ما معذور خواهيم بود .
با توجّه به مقدّمهء مزبور چرا شيخ مىفرمايد : مقتضى براى حرمت مخالفت قطعيّه با معلوم بالاجمال موجود است ؟
لعموم دليل تحريم ذلك العنوان المشتبه ، بدين معنا كه :
- أدلّة الاحكام از قبيل اجتنب عن الخمر و . . . كه دلالت مىكند بر حرمت عنوان خمر ، عموميت داشته و شامل سه دسته از افراد و يا حالات مىشود يعنى :
الف : هم شامل خمرهاى خارجى معلوم بالتفصيل مىشود .
ب : هم شامل خمرهاى خارجى معلوم بالاجمال كه اجمالا مىدانيم يكى از دو مايع خمر است مىشود .
هم شامل خمرهاى خارجى واقعى اما مجهول و مشكوك به شك بدوى مىشود .
و لذا وجهى براى اختصاص اين عنوان به خمرهاى معلوم بالتفصيل وجود ندارد .
چرا ؟
زيرا الفاظ ، اسامى هستند و وضع شدهاند براى معانى واقعيّه و نفس الأمريّة و نه معانى معلومه بقيد العلم كه علم تفصيلى هم جزء موضوع باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 14
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤