بد كار و ضايع روزگار را به منتقم حقيقى گذارد .
دوم - به فروتنى و تواضع با مردم سر كردن ، و از شيمهء كبر و عجب محترز بودن .
سوم - به كرم و سخا بودن و از شريطهء توسّط و اقتصاد منحرف نشدن .
چهارم - با همهء خلايق مهربان بودن و از عداوت و كينه و بغض ، مجتنب بودن .
پنجم - معاشرت و اختلاط را از غبار نفاق و لوث تصنّع ، خالص داشتن .
ششم - به صفت عدل موصوف بودن و از رذيلهء ظلم و ستم ، تنحّى نمودن .
هفتم - ملازم خاموشى يا نصفت بودن ( على اختلاف النّسخ ) و به مضمون بلاغت مشحون ، « من كثر كلامه كثر خطاؤه » ، عمل نمودن .
و اصول معاملة الدّنيا سبعة ، الرّضا بالدّون ، و الايثار بالموجود ، و ترك طلب المفقود ، و بغض الكثرة ، و اختيار الزّهد ، و معرفة افاتها ، و رفض شهواتها ، مع رفض الرّئاسة ، فإذا حصلت هذه الخصال بحقّها في نفس ، فهو من خاصّة الله تعالى ، و عباده المقرّبين ، و أوليائه حقّا .
مىفرمايد كه : اصول معاملهء هر شخص با دنيا نيز هفت است :
يكى - به اندك از دنيا راضى بودن و در پى بسيار نبودن .
دوم - آن چه باشد از دنيا ، صرف كردن و به مصارف خير رساندن و به اهل حاجت و فقر مدد و اعانت كردن .
سوم - آن چه نباشد طلب نكردن و در پى او نرفتن ، و عمر عزيز كه سرمايهء تحصيل كمالات است ، در تحصيل او نباختن و به قدر ضرورت راضى شدن .
چهارم - مال بسيار و اقبال دنيا را مبغوض داشتن ، و ادبار او را دوست داشتن ، و به قليل او اكتفا نمودن ، و شكر الهى بجا آوردن .
پنجم - به زهد و ترك دنيا و لذّات دنيا ، رغبت داشتن و از حرام و شبهه مجتنب بودن .
ششم - از آفات دنيا و مهالك وى غافل نبودن .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 606
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٦٠٦