صاحب حيا است ، صاحب خوف و خشيت است و هر كه حيا ندارد ، خوف الهى ندارد . و اوّل حيا هيبت است . يعنى : حيا فراخور هيبت الهى است ، هر كه عظمت و هيبت الهى پيش او بيشتر است ، حياى او بيشتر است .
چنان كه خداوند عزيز در قرآن مجيد فرموده : * ( وَما قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِه ) * ( زمر - 67 ) يعنى : منافقان و كفّار و فسّاق قدر او را عزّ شأنه ، چنان كه هست نشناختهاند كه اگر كسى شناخت او داشته باشد و به قدر و مرتبهء او راه برده باشد ، هرگز مرتكب مكروهات نمىشود ، چه جاى محظورات .
و صاحب الحياء مشتغل بشأنه ، معتزل من النّاس ، مزدجر عمّا هم فيه ، و لو ترك صاحب الحياء ما جالس أحدا .
مىفرمايد : هر كه صاحب حيا است به خود و كار خود مشغول است و هرگز از ذكر الهى فارغ نيست و از مردم كناره مىجويد و به آن چه مردم مشغول هستند ، او نهايت تنفّر از آن دارد . و اگر صاحب حيا گذاشته شود به حال خود ، هرگز رغبت همنشينى با كسى نمىكند .
قال رسول الله صلَّى الله عليه و آله : إذا أراد الله بعبد خيرا ألهاه عن محاسنه ، و جعل مساويته بين عينيه ، و كرّهه مجالسة المعرضين عن ذكر الله تعالى .
چنان كه حضرت خير البشر عليه و آله التحيّات فرموده است كه : خداى تعالى هر گاه خواهد كه بندهء او خوب باشد و خدا ترس باشد ، خوبيهاى او را به چشم او پوشيده مىكند و بديهاى او را ظاهر مىكند و همنشينى مردم اهل غفلت و جهله به نظر او ناپسند مىشود .
و الحياء خمسة انواع ، حياء ذنب ، و حياء تقصير ، و حياء كرامة ، و حياء حبّ ، و حياء هيبة ، و لكلّ واحد من ذلك اهل ، و لاهله مرتبة على حدّة .
مىفرمايد كه : حيا به پنج نوع منقسم مىشود :
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 572
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٧٢