از حيا محروم است ، صاحب همهء بديها است ، هر چند كه به عبادت و پرهيزكارى باشد .
و انّ خطوة تتخطَّى في ساحات هيبة الله بالحياء منه إليه ، خير من عبادة سبعين سنة .
مىفرمايد : يك گام كه صاحب حيا مىگذارد از روى حيا و شرم در فضاى هيبت الهى ، عزيزتر است در پيش خداى تعالى از عبادت هفتاد سال كه نه از روى حيا باشد .
ضميرين مجرورين اوّل ، راجع است به لفظ « الله » . ثانى به صاحب حيا كه دلالت دارد لفظ حيا بر او .
و الوقاحة صدر النّفاق ، و صدر النّفاق الكفر .
مىفرمايد : بى حيائى كه وقاحت عبارت از او است ، اساس و بنيان هر نفاق است ، و نفاق اساس كفر است .
قال رسول الله صلَّى الله عليه و آله : إذا لم تستح فاعمل ما شئت ، اى إذا فارقت الحياء فكلّ ما عملت من خير و شرّ فأنت به معاقب .
چنان كه حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله فرموده است كه : هر گاه صفت حيا كه مانع است از ارتكاب قبايح ، از براى تو نباشد و تو از اين صفت كمال محروم باشى ، پس بكن هر چه خواهى كه گويا خود را از جريدهء بندگى بيرون كردهاى و خوبى و بدى از براى تو يكسان شده است . و اين نيست مگر علامت كفر و در اين حالت هر چه مىكنى ، خواه خوبى و خواه بدى ، بكن كه نيست مگر موجب عذاب و عقاب .
و قوّة الحياء من الحزن و الخوف ، و الحياء مسكن الخشية ، و الحياء اوّله الهيبة .
مىفرمايد : هر كه را حزن و خوف بيشتر است ، حياى او بيشتر است . يعنى : هر كه
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 571
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٧١