خواهش خود بردارد و آن چه مولاى حقيقى دربارهء او تقدير و قسمت كرده ، راضى شود . و هر كه به مرتبهء رضا رسيد و به كرده و دادهء خدا راضى شد ، بلا شكّ چنين كسى مرضىّ خدا است و خدا از او راضى است ، و جميع معانى بندگى در معنى رضا جمع است . يعنى : هر كه به مرتبهء رضا رسيد ، به جميع مراتب بندگى رسيده است .
سمعت ابى محمّدا الباقر عليه السّلام يقول : تعلَّق القلب بالموجود شرك ، و بالمفقود كفر .
حضرت صادق عليه السّلام مىفرمايد كه : از پدر خود امام محمّد باقر عليه السّلام شنيدم كه گفت : دل بستن و علاقه داشتن به هر موجود ، شرك است ، و علاقه بر مفقود ، كفر .
چون موجود شايبهء تركيب دارد ، چرا كه معنى موجود ، ذاتى است صاحب وجود ، و از واجب الوجود انحاى تركيب منتفى است . پس مراد از « موجود » ممكن موجود است و راست است كه علاقه به هر ممكن ، به منزلهء شرك است ، و فقرهء ثانيه ، دليل فقرهء اولى است . يعنى : چون هر موجود ممكن به مقتضاى : * ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه ) * ( قصص - 88 ) ، در حكم عدم است ، پس علاقه به موجود ، به معدوم است و علاقه به معدوم ، كفر است . پس علاقه به موجود كفر است ، و چون موجود بما هو موجود شائبه ى وجود دارد ، اگر امكان نباشد موصوف به وجوب مىتواند ، بود به خلاف مفقود معدوم ، كه چون وجود ندارد ، امكان وجوب ندارد .
پس علاقه به او از اين حيثيّت كه معدوم است ، امكان كفر دارد و بس .
چرا كه كفر ، انكار مبدأ است مطلقا ، و شرك ، اعتقاد به وجود مبدأ است با وجود شريك ، هر چند كه شرك را هم به اعتبار اشتمال بر معنى كفر ، كفرش توان گفت . و به واسطهء اشعار بر فرق مذكور ، اطلاق « شرك » كرد بر اوّل ، و « كفر » بر ثانى .
و چون دانستى كه حقيقت « رضا » راضى بودن از حضرت پروردگار است و بر كردهء او گردن تسليم نهادن ، پس معلوم شد كه هر كه علاقه و تعلَّق به غير خدا
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 540
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٤٠