منازعة ربّك ، فقال : زدني ، فقال : ايّاك و ما تعتذر منه فانّ فيه الشّرك الخفىّ ، فقال : زدني ، فقال : صلّ مودّع ، فانّ فيها الوصلة و القربى ، فقال :
زدني ، فقال : استحى من الله تعالى استحياءك من صالح جيرانك ، فانّ فيه زيادة اليقين .
روايت است كه شخصى از پيغمبر صلَّى الله عليه و آله طلب كرد كه مرا وعظي و پندى ده ، حضرت فرمود كه : هرگز غضبناك مشو و در هيچ واقعه و حادثه غضب به خود راه مده ، چرا كه هيجان غضب ، عنان اختيار از دست آدمى مىربايد و گاه باشد كه در حين استيلاى غضب ، حرفى چند بگويد كه موجب خسران دنيا و آخرت باشد .
سائل گفت : يا حضرت ، زياد كن . حضرت فرمود كه : كارى مكن كه محتاج به عذر شوى ، يعنى : بايد كار تو در ظاهر و نهان يكسان باشد و كارى نباشد كه هر گاه ظاهر شود ، محتاج به عذر شوى ، چه هر چه محتاج به عذر است ، البتّه خالص نيست و هر چه خالص نيست ، شرك خفى است و شرك خفى مانند شرك جلى اجتناب از او لازم است و فرق ميان شرك خفى و جلى آن است كه شرك جلى ، العياذ با لله قائل شدن شريك است از براى ذات اقدس الهى . مثل نصارى كه به الوهيّت عيسى و مريم عليهما السّلام قائلند و ايشان را نيز خدا مىدانند .
و شرك خفى غير خدا را دخل دادن است در عمل خير و به مضمون : « و جعل الهه هواه » ، عمل نمودن ، و از مضمون بلاغت مشحون : * ( وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّه أَحَداً ) * ( كهف - 110 ) ، انحراف ورزيدن .
باز سائل گفت : يا حضرت ، زياد كن . حضرت فرمود كه : در نماز بسيار به خضوع و خشوع باش و در هر نماز كه مىكنى انگار كه آخرين نماز است كه مىكنى و به نماز ديگر نخواهى رسيد .
باز سائل گفت : زياد كن يا حضرت ، فرمود كه : شرم دار از خداوند عالم چنان كه شرم مىكنى از همسايه . يعنى : چنان كه از همسايه ملاحظه مىكنى و از ارتكاب بعضى از قبايح اجتناب مىنمائى ، خداوند كه عالم است به ظاهر و باطن تو و در
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 449
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٤٩