تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
نچشيده‌اند . امثال اين جماعت را به يك بار به عبادات شاقّه تكليف نكند ، كه موافق حكمت نيست و باعث نفرت ايشان مىشود . چنان كه مشهور است كه : واعظى تارك صلوتى را به مواعظ و نصايح ، ترغيب به نماز كرد و آداب نماز به او تعليم داد و گفت : چند روز در اوقات نماز با من باش و وظايف واجبات و سنن با من بجا آر ، تا خوب به آداب نماز از علمى و عملى با خبر شوى . آن شخص قبول كرد ، اوّل طلوع فجر كه شد ، تائب را بيدار كرد كه برخيز و نماز كن ، تائب از خواب برخاست و با عابد به نماز ايستاد و مشغول نماز شد و بعد از نماز او را به تعقيب نماز مشغول كرد تا قريب به چاشت شد ، تائب برخاست تا بر سر كارى رود و تحصيل معاشى كند ، هنوز كارى فيصل نداده بود كه پيشين شد ، آواز داد كه : تائب بيا ، كه وقت نماز است ، تائب كار را ناقص گذاشته به خدمت عابد آمد ، عابد او را به نماز نافله مشغول كرد و بعد از نافله به واجبى ، و بعد از واجبى به سنّتى عصر ، و بعد از او به واجبى ، و بعد از او به تعقيب ، تا قريب پسين شده و همچنين مغرب و نافله ها تا قريب به نصف شب . حاصل : جميع كارهاى تائب منحصر شد به نماز و تعقيب نماز و اوراد ، و از ساير كارها و تحصيل معاش باز ماند . پس گفت : نماز كار بىكاران بوده و به حال اوّل معاودت نمود . غرض ، هر كار كه موافق حكمت نيست ، محكم نيست و عاقبت خير ندارد . ششم آن كه - از مكر نفس و كيد شيطان ، غافل نشود و از حوادث و سوانح روزگار هر چه رو دهد ، ملازم صبر و شكر باشد ، و اگر از مردم و از كسانى كه در مقام اصلاح ايشان است ، حركت ناملايمى نسبت به واعظ واقع شود ، در مقام تلافى و تدارك نشود ، و شكوهء ايشان به كس نكند ، و اظهار عبوس و ترشرويى ننمايد ، و از غلظت و تندى و درشتى احتراز كند ، و نيّت خود را از أغراض فاسده خالص دارد ، و عوض همهء اينها از خدا خواهد . و اگر با او مخالفت نمايند و جفا كنند ، صبر كند . و اگر موافقت نمايند و گفتهء او را قبول كنند ، شكر كند . و در همه حال كار خود به خدا گذارد و از عيب خود غافل نباشد .