و بد ، علم دارد ، ميل به محرّمات و خواهش آن از دل تو سرد مىشود . چنان كه از زنى مشهور است كه در سال تنگى ، تنگى بر او زور آورد . اولاد و احفادش همه از زحمت گرسنگى به تنگ آمدند . از شدّت استهلاك و اضطرار ، آن زن به مردى كه تموّل و ثروت داشت ، اظهار حال خود نمود . آن شخص گفت : اگر اطاعت مىكنى و به آن چه مىگويم راضى مىشوى ، آن چه مىخواهى ميسّر است . زن قبول نكرد و اطفال بىتابى مىكردند . لا علاج ، باز رجوع به آن شخص كرد و همان جواب شنيد ، زن گفت : اطاعت مىكنم به شرط مكان خلوت ، كه غير من و تو در آن جا كسى نباشد . مرد قبول كرد و او را به خانه برد و درها محكم ببست و به جانب زن ميل نمود . زن گفت : شرط من به عمل نيامد و غير من و تو ، پنج كس ديگر در اينجا حاضر هستند ، كه خدا باشد و دو فرشتهء تو ، و دو فرشتهء من كه كاتب اعمالند .
مرد كه اين بشنيد ، آتش شهوت بر او سرد شد و از آن عمل قبيح ، دست بداشت و از نقد و جنس به قدر مقدور به آن زن داد و زن صالحه به او دعا كرده گفت :
خداوندا ، چنان كه او از خوف تو آتش شهوت به من سرد كرد ، تو آتش دنيا و آخرت به او سرد كن ، و دعاى آن زن به حيّز اجابت رسيد و بعد از آن ، در حدّادى كه حرفهء او بود ، ديگر محتاج به آلت انبر و آتش گير نشد . و به دست ، كارها را از كوره بيرون مىآورد و كار مىكرد .
و العين جاسوس القلب ، و بريد العقل ، فغضّ بصرك عمّا لا يليق بدينك ، و يكرهه قلبك ، و ينكره عقلك .
مىفرمايد كه : چشم ، جاسوس دل است و شاطر عقل است . پس بپوش چشم خود را از هر چه لايق نيست و به دين و مذهب تو ، ديدن او روا نيست و از هر چه عقل تو ، ديدن او را منكر و كاره است . چرا كه حسن و قبح چيزها ، عقلى است و عقل سليم حكم به قبح قبايح و حسن حسن مىكند و چنان كه به حسب شرع ، ارتكاب قبايح ، قبيح است . به حسب عقل نيز منكر و مكروه است .
قال النّبيّ صلَّى الله عليه و آله : غضّوا أبصاركم تروا العجائب .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٧٥