احدى شود . امّا هر گاه مقصود از ايجاد ، استكمال غير باشد و استكمال كمال باشد ، محذور ندارد .
بايد دانست كه بنا بر توجيه ثانى ، لازم است كه اضافهء اوّل ، اضافه صفت باشد بر موصوف ، و مراد از اضافه ، موصوف باشد نه صفت . هر چند خالى از بعد نيست ، چرا كه كلام در عبادت است نه در عابد ، هر چند قابل توجيه است . به هر تقدير توجيه اوّل ، اولى و أسلم است . و ظهور كرم و قدرت را ، بنا بر توجيه اوّل ، بايد حمل كرد به آخرت ، و به دنيا هم ممكن است ، به اعتبار خبر دادن مخبر صادق ، به توجيه ثانى ، محمول است به دنيا چنان كه معلوم است .
فاجعل الحياء رداء ، و العجز إزارا ، و ادخل تحت سرّ سلطان الله تغنم فوائد ربوبيّته ، مستعينا به و مستغيثا إليه .
پس ، بگردان حيا را رداى خود ، و اظهار عجز و تقصير را ، لباس خود . يعنى :
هميشه ملازم حيا باش و از اظهار عجز و تقصير ، كه شعار و دثار عرفا و دوستان الهى است ، فارغ مباش ، كه اگر در اتيان اوامر ، قصورى راه يابد ، و « كما ينبغي » به عمل نيايد ، في الجملة عذر داشته باشى . و داخل كن خود را در تحت سرّ سلطنت الهى . يعنى : ملتجى شو به اسرار و الطاف صمدى ، و خود را در حفظ و حمايت او كش ، تا از شرور و مكايد ديو لعين شيطان ، نجات يا بى ، و از فوايد موائد الهى ، غنيمتهاى گوناگون به دست آرى ، مدد و يارى ازو خواه و به او استغاثه كن ، كه فرياد رس مستغيثان و چاره ساز بيچارگان او است .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٠٩