تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
همه مشرك و كافر باشند ، به هيچ وجه نقصان به او راه نمىيابد ، نه به ذات و نه به صفات او ، و اگر همه مسلم و مؤمن باشند و در غايت اطاعت و انقياد ، از اطاعت و انقياد ايشان ، به هيچ نحو از انحا نفعى و كمالى از براى وى حاصل نمىشود . چرا كه هر چه كمال او است و به او لايق است ، از براى او حاصل است . چرا كه قوّه و تحصيل و انتظار ، نقص است و به او لايق نيست و او از صفات نقيصه ، منزّه است . فليس له من عبادة الخلق الَّا اظهار الكرم و القدرة . و نيست از براى خداوند عالم از عبادت و طاعت بندگان ، مگر اظهار كرم و توانايى خود ، كه تا خلايق بدانند كه پروردگار ايشان ، به چه مرتبه كريم است ، كه به عبادت ضعيف معدودى ، درجات عاليهء غير معدود ، كرامت مىفرمايد . و بدانند كه قدرت او غير متناهى است و آخر ندارد . چنان كه حديث است كه : هر كه هزار آيه از قرآن تلاوت كند ، مىنويسند ملايكه از براى او در نامهء حسنات او ، يك قنطار نيكوئى . و قنطار الهى چنان كه در احاديث بيان شده است ، پانزده هزار مثقال است ، و هر مثقال ، بيست و چهار قيراط است ، و هر قيراطى كوچكترش به قدر كوه احد است و بزرگترش آن قدر كه پر كند ميان زمين و آسمان را . پس اگر همهء مكلَّفين از ذكور و اناث و حرّ و عبد ، يا اكثر اين عمل را بجا بياورند و مكرّر تلاوت كنند ، بايد ملاحظه كرد چه قدر خواهد شد ؟ ! و از اين قبيل ثواب بلكه زايد بر اين ، به ازاى عملهاى چند ، در احاديث و كتب ادعيه مذكور است . و ممكن است كه مراد از كرم و قدرت ذات اقدس الهى باشد ، و تعبير از او به كرم و قدرت به جاى كريم و قادر ، به اعتبار عينيّت صفات باشد و اشاره باشد به حديث قدسي : « كنت كنزا مخفيّا فأحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف » ، يعنى : بودم من پيش از ايجاد عالم ، گنج پنهانى و دوست داشتم كه شناخته شوم ، پس خلق كردم خلايق را تا مرا بشناسند و راه به صفات من ببرند . و اين فقره ، ردّ است به اشاعره كه مىگويند : خدا را در ايجاد عالم ، غرضى و مطلبى نيست و به گمان لزوم استكمال ، به اين ورطه افتاده‌اند و ندانسته‌اند كه استكمال وقتى لازم است كه فايدهء ايجاد ، راجع به ذات