تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1249

مساهمون:

ص١٢٤٩
برمىگردانند ؟ آيات قبل همه با الف است مثل واجفه - خاشعه - حافره - لذا عمر ( نخره ) را ناخره مىخواند تا بر وزن آيات ديگر شود . حتما عمر مىخواسته اشكال آيه را بر طرف كند ! ! )

عمر ( صاعقه ) را صعقه بدون الف مىخواند ! !

- الدر المنثور ج 2 ص 238 سعيد بن منصور و عبد بن حميد روايت مىكند : عمر بن خطاب كلمه ( صاعقه ) را در آيه شريفه ( فاخذتهم الصاعقة ) بدون الف يعنى ( صعقه ) مىخواند .

عمر به سليقه خودش تاء كلمه فتناه را تشديد مىداد ! !

. . . ابن عباس مىگفت : معناى ( فتناه ) يعنى او را امتحان كرديم . عمر فتناه مىخوند . يعنى ( تاء ) را هم تشديد مىداد . ( چرا خدا مىداند ؟ ! ! )

آقاى عمر ( يضار ) را ( يضارر ) مىخواند ! !

- كنز العمال ج 2 ص 593 4812 - عكرمه مىگويد : عمر بن خطاب آيه را چنين مىخواند ( لا يضارر كاتب و لا شهيد ) ( راء مشدد را در اصل آيه جدا مىكرد ) .

عمر بن خطاب ( و ان كان مكرهم ) را و ان كاد مكرهم مىخواند ! !

- الدر المنثور ج 4 ص 89 ابن انبارى در مصاحف روايت مىكند : عمر بن خطاب اين آيه را چنين مىخواند : و ان كاد مكرهم لتزول منه الجبال . ( اصل آيه كان هست كه عمر آن را تبديل به كاد كرد . ) - كنز العمال ج 2 ص 596 4817 - عكرمه مىگويد : عمر بن خطاب آيه را چنين مىخواند : و ان كاد مكرهم . . .