قائم در ملك يعنى حافظ . هر كسى كه بر حق باشد . كسى استكه به حق قيام كرده و متمسك به حق شده است . قيمه هم يعنى ملت و امتى كه بر طريق راست هستند . ( و ذلك دين القيمه ) يعنى مستقيم و راست . قيامت هم روز حشر است كه تمامى خلق در حضور خداى قيوم حاضر مىشوند . قيام هم لغتى از قيوم است . مثل اللهم قيام السماوات و الارض فهمنا امر دينك . قوام زندگى ، چيزى است كه زندگى به آن پابرجاست . قيام هم به معناى عماد و ستون است . مثل آيه ( جعل الله لكم قياما . قوام جسم به تمامى آن و طول آن مىگويند . و قوام هر چيزى عبارت است از چيزى كه شىء به آن پابرجا است .
عمر آيه را چنين مىخواند : يا فلان ما سلككم فى سقر ! !
عبد الرزاق و عبد بن حميد و عبد الله بن احمد در زوائد الزهد و ابن ابى داود و ابن انبارى در مصاحف و ابن منذر و ابن ابى حاتم از عمرو بن دينار روايت مىكند : شنيدم عبد الله بن زبير اين آيه را چنين مىخواند ( فى جنات يتساءلون عن المجرمين يا فلان ما سلككم فى سقر ) ( كلمه يا فلان را عبد الله بن زبير به اصل آيه اضافه كرد و آيه را تحريف نمود . )
عمرو از لقيط از ابن زبير روايت مىكند : شنيدم عمر بن خطاب آيه را چنين مىخواند .
- كنز العمال ج 2 ص 594
4814 - عمرو بن دينار روايت مىكند : شنيدم عبد الله بن زبير اين آيه را چنين مىخواند ( فى جنات يتساءلون عن المجرمين يا فلان ما سلككم فى سقر ) ( كلمه يا فلان را عبد الله بن زبير به اصل آيه اضافه كرد و آيه را تحريف نمود . ) عمرو از لقيط از ابن زبير روايت مىكند : شنيدم عمر بن خطاب آيه را چنين مىخواند .
عمر بن خطاب آيه ( عظاما نخرة ) را ( عظاما ناخرة ) مىخواند ! !
- الدر المنثور ج 6 ص 312
سعيد بن منصور و عبد بن حميد از عمر بن خطاب روايت مىكنند : عمر بن خطاب چنين مىخواند : ائذا كنا عظاما ناخرة .
( اصل آيه ( عظاما نخره ) است يعنى استخوانهاى پوسيده و پوك شده كه با دست زدن خاك مىشوند . يعنى كفار مىگفتند : چگونه پس از آنكه استخوانهاى پوسيده پوك شديم دوباره ما را