تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1252

مساهمون:

ص١٢٥٢
من كاغذ و دفترى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : او از درد چنين مىگويد ، مردم قرآن در ميان شماست ، قرآن ما را بس است . بين حاضرين اختلاف شد يكى گفت دفتر بياوريد ، يكى گفت نياوريد ، اختلاف كه بالا گرفت ، حضرت آنها را بيرون كرد . ابن عباس مىگفت مصيبت چه مصيتى مانع شدند كه رسول خدا وصيتش را بنويسد .

اى پيامبر ما امان از گمراهى نمىخواهيم ! !

- مسلم ج 5 ص 76 عب دالرزاق . . . از عبد الله بن عتبة از ابن عباس روايت مىكند : هنگامى كه درد پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم شديد شد ، فرمود : كاغذى بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : او از درد چنان مىگويد ، كتاب خدا ما را بس است . بين كسانى كه بالاى سر حضرت بودند ، اختلاف شد و هر كس چيزى گفت ، حضرت فرمود : برويد بيرون ، پيش من اختلاف نكنيد ، ابن عباس همانطور كه بيرون مىرفت گفت وا مصيبتا كه نگذاشتند رسول خدا وصيتش را بنويسد .

عمر و حزب او با پيامر صلى الله عليه وآله بشدت برخورد كردنة . . . حضرت هم آنها را بيرون راند ! !

- مسند احمد ج 1 ص 324 عبد الله . . . از ابن عباس روايت مىكند : هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عده‌اى حاضر بودند من جمله عمر بن خطاب پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم براى من كاغذ و دفترى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : او از درد چنين مىگويد ، مردم قرآن در ميان شماست ، قرآن ما را بس است . بين حاضرين اختلاف شد يكى گفت دفتر بياوريد ، يكى گفت نياوريد ، اختلاف كه بالا گرفت ، حضرت آنها را بيرون كرد . ابن عباس مىگفت مصيبت چه مصيتى مانع شدند كه رسول خدا وصيتش را بنويسد .

مصيبت و بار گناه گمراهيها و درگيريهاى امت بر سر خلافت همه بر گردن عمر است ! !