تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 998

مساهمون:

ص٩٩٨
ديگرى شهادت به اينكه من رسول الله هستم . همين قدر به شهادت به لا إله الا الله را شنيدند ، بسرعت پشت كرده و گريختند و گفتند : خدا را يكى مىداند ، چه چيز عجيبى ؟ برويد و بر خداهايتان استقامت كنيد . نشسته‌ايم كه در آينده چنين چيزى بوجود خواهد آمد ، اينها دروغ است ، چطور شده كه از ميان ما فقط بر او قرآن نازل شده است ؟ جبرئيل نازل شده و عرض كرد : يا محمد ( صلى الله عليه وآله ) خداوند به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : آيا اينها گمان نمىكنند كه بر دلهايشان قفل و پرده است و نمىتوانند بفهمند و در گوششان كرى هست كه نمىتوانند بشنوند . ببين چگونه هنگامى كه نام پروردگارت را در قرآن بردى ، چگونه نفرت كرده و گريختند . اما آنها دروغ مىگويند و دلهايشان در قفل و پرده و حجاب نيست و گوشهايشان هم كرى ندارد . بلكه مىشنود ولى اين شنوائى برايشان فايده‌اى ندارد . فرداى آن روز هفتاد نفر از آنان نزد پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم آمده و عرض كردند : اسلام را به ما عرضه كن سپس همگى اسلام آوردند . حضرت تبسمى كرد و فرمود : الحمد لله ، ديروز مىگفتيد دلهاى ما در غلاف و پرده است حرفهاى ترا نمىفهمد و گوشهايمان كر است و نمىشنود ، اما امروز ايمان آورديد . گفتند : يا رسول الله به خدا قسم ديروز دروغ گفتيم . اگر واقعا همانطور بود كه گفتيم ، نمىتوانستيم امروز ايمان بياوريم . راستگو خداست و دروغگو مائيم و او بى نياز است و فقير مائيم . ( اين روايت از كيفيت مضامين آن بدست مىآيد كه دروغ است و حتى سياق آيه هم نشان مىدهد كه چنين امرى اتفاق نيفتاده است ، حال عمر يا ديگران چرا مىخواهند با جعل اين دروغها آب به آسياب رؤساى منافق و كافر قريش بريزند ؟ ! . )

* * * چگونه لعنت شدگان پيامبر صلى الله عليه وآله همه از نيكان و پاكان شدند

عمر مىگويد : لعنت شدگان پيامبر صلى الله عليه وآله از قريش همه از نيكان شدند ! !

مىگويند : پيامبر صلى الله عليه وآله به گناه خود اعتراف كرد كه بى جهت كفار و منافقين قريش را لعنت كرده لذا از خدا مىخواهد لعنت او را آمرزش و تقرب و نماز و زكات و عافيت و رحمت و مغفرت براى آنان قرار دهد ! ! !

- بخارى ج 7 ص 157 ابو هريره شنيد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم به خدا عرض مىكرد : خدايا هر مؤمنى را فحش داده‌ام ، آن را وسيله تقربش در روز قيامت قرار ده .
الفاروق ( فارسي ) — صفحة 998 | مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة / سيد محمد ناصر گيلانى